گنجور

 
حاجب شیرازی

اسیر سنبل زلف تو گلعذارانند

خمار نرگس مست تو هوشیارانند

تو آن گلی که ز تاب رخت به گلشن دهر

سخن بر آن همه چون لاله داغدارانند

جفا و جور و تطاول ز ما دریغ مدار

که عاشقان تو ایدوست بردبارانند

بر آی بر لب بام و ببین بگوشه چشم

که زیر تیغ اجل خیل جان نثارانند

بگیر جام که بر باد رفت کشور جم

ببین به تخته تابوت تاجدارانند

به اسب و پیل بنه رخ دلا چو فرزین راه

پیادگان ره عشق شهسوارانند

غبار راه تو اکسیر اعظم است ایدوست

از آن به کوی تو عشاق خاکسارانند

پسند ماهرخان چیست غیر عجز و نیاز

که زود رنج و دل آزار و ناز دارانند

امید وصل تو باشد خیال خام ولیک

بر آستان رفیعت امیدوارانند

برآ، ز مشرق توحید آفتاب آسا

که عاشقانت چو ذرات بی قرارانند

گلی چو روی تو از شاخ مردمی بشکفت

ولی هزار تو را در چمن هزارانند

ببین به حالت ایران و اهل او «حاجب »

که شهسواران محتاج نی سوارانند

 
 
نسکبان اندروید
اوحدی مراغه‌ای

قلندران تهی سر کلاه دارانند

به ترک یار بگفتند و بردبارانند

نظر به صورت ایشان ز روی معنی کن

که پشت لشکر معنی چنین سوارانند

تو در پلاس سیه‌شان نظر مکن به خطا

[...]

جامی

به باغ لاله و گل رونق بهارانند

ولی برآمده سرخ از تو شرمسارانند

نظر به حال شقایق کن ای سحاب کرم

که از نوایر شوق تو داغدارانند

شب از چه گشت سیه جامه چرخ نیلی پوش

[...]

امیرعلیشیر نوایی

گدای کوی خرابات تاجدارانند

خرابات جام می عشق هوشیارانند

قرارگاه دل آن طره را چسان سازم

در آن سلاسل مشکین چو بیقرارانند

به گلشن رخش از بلبلی چو من چه حساب

[...]

صائب

سپند خال لبت آتشین عذارانند

به خون تپیده لعل تو تاجدارانند

اگر چه سبعه سیاره گردشی دارند

نظر به شعله خوی تو نی سوارانند

نوشته است به روی بتان به خط غبار

[...]

نشاط اصفهانی

دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند

دو بند زلف تو زنجیر رستگارانند

مپوش چهره که از شرم روی و جلوه ی حسن

بهر طرف که خرامی نقاب دارانند

گدای گوشه نشینم چه لاف مهر زنم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه