هرکس که مقیم در خمّار نباشد
در مذهب ما عاقل و هشیار نباشد
گر علم یقین است تو را، عین یقین جو
کان طایفه را کبر به خروار نباشد
داری هوس صحبت او، ترک هوس گیر
کان یار به هر بوالهوسی یار نباشد
سر دفتر اصحاب یقین بود محمد
شاهی که چو او قافله سالار نباشد
بنگر ز کجا آمد و چون بود و کجا رفت
باریت بدین زهرهٔ انکار نباشد
گویی که مرا مرتبهٔ علم چو موسی است
آخر هم ازین قول خودت عار نباشد؟
حرص و حسد و بخل طمع داری از اینها
هم خوش بود ار بر سر بازار نباشد
انفاس معطر چه زنی بیهده ناصر
هر بیخبری محرم اسرار نباشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت خودآگاهی و درک حقیقت در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی در حال سرخوشی و بیخبری باشد، نمیتواند عاقل و هشیار باشد. او همچنین به جستجوی یقین و حقیقت تاکید دارد و میگوید که نباید تحت تأثیر هوسها قرار گرفت. در ادامه، شاعر به شخصیت محمد (ص) به عنوان مثال عالی از یقین و راهنمایی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که انسان باید از حرص و حسد دوری کرده و در جستجوی علم و معرفت باشد. به طور کلی، شعر دعوت به خودشناسی و تحقق بخشیدن به ارزشهای انسانی است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در میخانه حضور نداشته باشد، در نظر ما عاقل و باهوش محسوب نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر دانش واقعی و یقین در دلت است، به دنبال یقین عینی باش، زیرا کسانی که به خود مغرورند، به اندازه یک خروار هم ارزش ندارند.
هوش مصنوعی: اگر به صحبت او علاقهمندی، بهتر است از هوسهایت صرفنظر کنی؛ زیرا آن معشوق برای هر دیوانه و هوسبازی نیست.
هوش مصنوعی: محمد شاهی، پیشوای مؤمنان و کسانی که به یقین رسیدهاند، همچون سرسلسله و راهنمایی است که هیچ کس دیگری نمیتواند در این مقام به او برسد.
هوش مصنوعی: به این موضوع توجه کن که از کجا آمده، چگونه بوده و به کجا رفته است. تو برای انکار این واقعیت، دل و جرات کافی نداری.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دانش من به اندازهٔ دانش موسی است. آیا از این ادعا خجالتزده نخواهی شد؟
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان حرص و حسد و بخل نداشته باشد و از این احساسات دوری گزیند، زیرا اگر اینگونه نباشد، ممکن است در میانه رقابت و بازار زندگی به مشکلات زیادی دچار شود.
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که صحبتهای شیرین و دلنشین، بدون هدف و تأثیر، در فضای بیخبری و جهل هیچ ارزشی ندارند. افشای اسرار و احساسات در برابر کسانی که درک و آگاهی ندارند، معنی و تأثیری نخواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
تا مدعی اندر پس دیوار نباشد
آن بر سر گنج است که چون نقطه به کنجی
بنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد
ای دوست برآور دری از خلق به رویم
[...]
کنجی که در او گنجش اغیار نباشد
کس از تو و بر تو ز کس آزار نباشد
رودی و سرودی و حریفی دو سه یکدل
باید که عدد بیشتر از چار نباشد
نردی و کتابی و شرابی و ربابی
[...]
ما را به جهان جز غم تو یار نباشد
جز جستن وصل تو مرا کار نباشد
از گلشن وصل تو من خسته جگر را
در پای دلم جز اثر خار نباشد
چون سرو روان گر گذری پیش من آری
[...]
می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
من باشم و او باشد و اغیار نباشد
آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت
کآنجا ز رقیبان تو آثار نباشد
هرجا که حبیب است به پهلوی رقیب است
[...]
مجنون تو با اهل خرد یار نباشد
غارت زده را قافله در کار نباشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.