گنجور

شمارهٔ ۵۰

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

اکنون که چمن گشت ز گلزار بهشتی

ساقی می گلگون بطلب بر لب کشتی

زنگ غمت از دل می گلرنگ برد پاک

بشنو که چنین گفت مرا پاک سرشتی

گر محتسبت بر کدوی باده زند سنگ

بشکن تو کدوی سر او نیز به خشتی

آمرزش نقد است کسی را که در اینجا

یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی

جهل من و ظلم تو فلک را چه تفاوت

آنجا که بصر نیست چه خوبی و چه زشتی

بر خاک در خواجه که ایوان جلالت

گر بالش زر نیست بسازیم به خشتی

ترسا بچه‌ای دوش همی‌گفت که حافظ

حیف است که مردم کند آهنگ کنشتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۳۱۷ دیوان حافظ به خط محمدرضا ابن عبدالعزیز مورخ ۱۲۱۶ هجری قمری » تصویر ۳۹۳ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۳۱۳

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.