گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۷

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گویم که با این درد جان سوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

صدیق تعریف » عارف شیدا » آواز سوز و گداز (اصفهان)

محمدرضا شجریان » ساز خاموش » ساز و آواز دشتی

داود آزاد » تو همه، ما هیچ (به یاد استاد حسن کسایی) » لطف تو

شهرام ناظری » بهاران آبیدر » فغان بربط ۱

محمدرضا شجریان » پیام نسیم » دیلمان

گلهای تازه » شمارهٔ ۴۴ » (همایون) (۰۹:۳۹ - ۱۰:۲۰) نوازندگان: فرهنگ شریف (‎تار) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: دل از من برد و روی از من نهان کرد

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » سیب زنخدان – اجرای خصوصی شجریان، موسوی و یاحقی

حسین علیشاپور » سرو بالا » ساز و آواز (شکسته و فرود)

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » خسرو خوبان – اجرای خصوصی شجریان، عبادی، معروفی، خرم،‌ شریف، ناهید و افتتاح

علیرضا افتخاری » ناز نگاه » شب تنهایی اسپاتیفای

پریسا » دشتی، پریسا ۳ » دشتی اسپاتیفای

کاوه دیلمی » یاد یار مهربان (به یاد بنان) » تصنیف درد جان سوز اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۶۶ دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الاول ۹۲۶ یا ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۵۶ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر ۶۲ کتاب خواجه حافظ شیرازی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۰۱ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۱۰۰ دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، ۱۹۴۱، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر ۲۲۳

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

حسن نوشته:

در بیت اول “خدایا” درست است یا “خدا را” ؟

ناشناس نوشته:

“خدا را” درسته

امین کیخا نوشته:

چنین گفتن و چنان کردن یعنی ناهمخوانی میان قول و عمل

گود مشد نوشته:

بیت اول اشاره دارد به لحظه عرفان حافظ واگر خدا نصیبتان کرده باشد در می یابید درلحظه دیدن دریای بیکران جان ازسوی قطره جان آنچنان ربایش وجذبه ای از طرف جانان به دل عارف وارد میشود که در واقع دلبر حقیقی دل را می رباید واز طرفی چون آدمی توان آن تشعشع ذات احد را ندارد این مقال در لحظه اتفاق می افتد وحضرت حق دریچه دل عارف را می بندد ولی حضرت حافظ خواهان تدوام این دیداراست.
دربیت دوم:اینکه خداوند جمالش را به کسی بنماید ناشی از لطف بی حداوست ولی از آنطرف مساوی باگرفتن جان آدمی است وحافظ به صورتی زیبا بیان نموده است
چنانکه یکی از عرفا سروده است:ار عریان شود او در عیان نی تو مانی نی کنارت نی میان

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

نه دوستان خوب من جناب مشد خان و دوستان دیگر :
این غزل در تاریخ ۷۵۷ یکسال قبل از قتل ابو اسحاق سروده شده است . هیچ ارتباطی به عرفان و عارف هم ندارد موضوع محبت قلبی حافظ به ابو اسحاق است ابو اسحاقی که می داند در آستانه ی کشته شدن است و متواری . منظور از نرگس او هم اشاره با ابو اسحاق است همان طور که منظور از عدو در بیت مقطع امیر مبارزالدین است . حافظ نه عارف بود و نه با مولوی و اشعار او رابطه ای داشته است . از اشعار بسیاری استفاده کرده است اما بیتی نیست که نشان دهد از ابیات مولوی استفاده کرده است و اگر هم در معنا و مفهوم به ابیات مولوی مشابهت دارد کاملا تصادفی است . حافظ به هیچ وجه عارف نبود ولی در انگشت شماری از ابیاتش معنای عرفانی دریافت می شود . دیوان حافظ باز گوکننده ی تاریخ اینجو ها و مظفریان و تا حدودی تیمور است .

امین افشار نوشته:

درود بر گنجوران ادب پارسی و شمس الحق گنجور!

جسارتم را ببخشید، “خدایا” و “خدا را” دارای معانی یکسان نیستند:
خدایا: ای خدا.
خدا را: تو را به خدا، برای خدا.
البته هر دو صوت مرکبند. اولی برای مخاطب قراردادن خداوند است و دومی برای قسم دادن به خداوند کسی را، برای بر آوردن نیازی.

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

……………… در قصدِ جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

سحر پنهانیم : ۱۴ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۶، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵ و ۷ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ)

سحر تنهائیم : ۸ نسخه (۸۱۳، ۸۱۸، و ۶ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، جلالی نائینی- نورانی وصال

سحر ﯨنهاﯨنم : ۲ نسخه (۸۲۲، ۸۳۴) کذا در متن نسخۀ خطی {دو نقطه بر روی دو جزء}

شب تنهائیم : ۱۱ نسخه (۸۲۷ و ۱۰ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، نیساری، سایه، خرمشاهی- جاوید

شبی تنهائیم : ۳ نسخه (۸۴۳ و ۲ نسخۀ متأخّر: ۸۵۴، ۸۵۷)
سحر ﯨنهاﯨیم : ۱ نسخۀ متأخّر (۸۵۹) کذا در متن نسخۀ خطی {یک نقطه فقط روی جزء اول}
غم تنهائیم : ۱ نسخۀ بی‌تاریخ
غزل ۱۳۲ و بیت فوق در ۴۰ نسخه آمده است. نسخۀ مورخ ۸۲۴ غزل را ندارد.

V.R.N نوشته:

سلام بر همه
قابل توجه شرح سرخی که فرمودند حافظ عارف نبوده
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

محمد نوشته:

این غزل توسط آقای علیرضا افتخاری به زیبایی اجرا شده در آلبوم نازنگاه

محمد نوشته:

ای کاش می شد اسم آلبوم هایی که در بیپ تونز نیست رو هم بنویسیم
مثلا در آلبوم ناز نگاه استاد افتخاری این شعر به صورت تصنیف اجرا شده
همچنین در کنسرتِ افتخار آفاق در ساز و آواز دوم توسط استاد شجریان بسیار زیبا اجرا شده

رضا نوشته:

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
معنی بیت: محبوب نازنین من دل مرا به نازوعشوه ربود لیکن روی نازخود راازمن پنهان کرد محض خاطر خداقضاوت کنید وبگوئید که کدام سنگدل چنین کاربی رحمانه ای می تواند باکسی انجام دهد!
دین ودل بردند وقصد جان کنند
الغیاث ازجورخوبان الغیاث
شبِ تنهاییم در قصدِ جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
معنی بیت: فشارغم و غصّه ی تنهایی آنقدر زیاد بود که گویی می خواست جان مرابگیرد لیکن خیال جانبخش محبوب می آمد وبا لطفهایش روح جانم را صفایی دیگرمی بخشید.
ای درد تواَم درمان دربسترناکامی
وی یادتواَم مونس درگوشه ی تنهایی
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
“نرگس” استعاره ازچشم معشوق است
معنی بیت: چرانباید همچون لاله خونین دل باشم چشمان معشوق نسبت به من بی توجّهی می کند وهیچ میل واشتیاقی برای دیدن من ندارد.
چشمت ازنازبه حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
معنی بیت: غم دل باچه کسی گویم که طبیب ومحبوب من بااینکه می دید درد توانسوزی دارم وشدیداً ضعیف وناتوان شده ام بااینحال درصدد گرفتن جانم رامی کند وبه درمانم نمی کوشد.
به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سرداری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگردردم
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
صراحی:جام بزرگی که بدان شراب ریزند وازآن به پیمانه ها منتقل می کنند. صراحی به اشکال مختلف ساخته می شد. بعضی دارای گردنی بلندبودند وهنگام ریختن شراب صدای خاصی تولیدمی شدکه حافظ خوش ذوق آن رابه عنوان افغان وناله گرفته است.
بربط: از آلات موسیقی شبیهِ تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر است.
معنی بیت: همانندِشمع چنان درسوزوگدازم که جام شراب وبربط نیزازسردلسوزی به حال زار من،صراحی گریست وبربط ناله وافغان سرداد.
سوزدل بین که زپس آتش اشکم دل شمع
دوش برمن زسرمهرچو پروانه بسوخت
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که دردِ اشتیاقم قصد جان کرد
معنی بیت: ای بادصبا که پیام آورمعشوق هستی اگرنوشدارویی(پیامی یا بویی ازیار) در دست داری همین حالا کارسازخواهدبود درد اشتیاق جانم رابر لب رسانده وقصد نابودی اَم رادارد.
یارب کی آن صبابوزد کزنسیم آن
گرددشمامه ی کرمش کارسازمن
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
معنی بیت: درجمع مهربانان که صمیمانه ازمهرورزی سخن می رانند من چگونه می توانم از نامهربانی وجوروجفای معشوق خود سخن برزبان آرم؟
زمهربانی جانان طمع مبُرحافظ
که نقش جورونشان ستم نخواهدماند
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
عدو: دشمن
تیر چشم: مژگان چشم ، اشاره و غمزه چشم
معنی بیت: حتّادشمن نیزباآن همه سنگدلی وکینه که داشت برجان حافظ آن ستم راروا نداشت که تیرغمزه وعشوه ی معشوق رواداشت.
یارب این بچه ی تُرکان چه دلیرند به خون
که به تیرمژه هرلحظه شکاری گیرند.

رضا نوشته:

بادرود ،
درشرح بیت:
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
اشتباهی رخ داده که بدینوسیله تصحیح می گردد:
صراحی:جام بزرگی که بدان شراب ریزند وازآن به پیمانه ها منتقل می کنند. صراحی به اشکال مختلف ساخته می شد. بعضی دارای گردنی بلندبودند وهنگام ریختن شراب صدای خاصی تولیدمی شدکه حافظ خوش ذوق،ریزش شراب رابه عنوان گریه گرفته است. صراحی باهق هق به حال عاشق گریه می کند.
بربط: از آلات موسیقی شبیهِ تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر است.
معنی بیت: آتش عشق معشوق آنچنان مرامثل شمعی سوخت و به سوزوگداز انداخت که صراحی برحال دل من گریست وبربط نیزازسر دلسوزی ناله وافغان سرداد.

جلال نوشته:

شنیدن این غزل زیبا با صدای استاد شهرام ناظری در آلبوم بهاران آبیدر زیبایی صد‌چندانی به شعر میدهد.

محمد نوشته:

عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابرو،کمان ابرو، کمان ابرو، کمان کرد.

اجرای علیرضا افتخاری در آلبوم نازِنگاه با آهنگسازی محمدجواد ضرابیان یکی از بهترین اجراهای این شعر است که در مصرع آخر با ترفندی خاص کلمه ابروکمان به‌صورت کمان‌ابرو خوانده می‌شود که یادآور تصنیف مرا چشمی است خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو در آلبوم راز گل به آهنگسازی محمد آذری اصفهانی است.

فرهاد 2 نوشته:

V.R.N گرامی . در معنی لغوی عارف یعنی دانا !!! فرمودید حافظ عارف نبوده ، از نظر شما یعنی دانا نبوده ؟؟؟!!!

فرهاد 2 نوشته:

V.R.N عزیز ، پوزش میطلبم . تصحیح میکنم .
از نظر ان شخصی که برای V.R.N نوشته که فکر میکنم جناب سرخی باشند !!!

مهدی نوشته:

با سلام .از رضا متشکرم به خاطر درج معنی بیت به بیت این شعر واز دوستان دیگر هم می خواهم اگر مقدور است بیت به بیت مشارکت کنند. با کمال تشکر

عباسی - فسا نوشته:

این غزل از شاهکارهای حضرت حافظ است به شرط این که غزل را بخوانیم و لذت ببریم. نیازی نیست دائما بنویسیم حافظ فلان غزل را برای شاه شجاع یا برای حالت عرفانی یا … فرموده است. بنده زیاد از ادبیات سر در نمی آورم ولی این نکات به ذهنم می رسد برگرفته از دقتی که در آوازهای استاد داشته ام.
به هر نیتی سروده است ما فقط باید از زیبایی آن لذت ببریم.
این غزل سراسر سوز و گداز و شکوه و شکاست است.
- دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
معشوق حافظ (هرکسی بوده مهم نیست) دلبری کرده و دل حافظ را ربوده و احیانا وعده هایی هم به حافظ داده بوده ولی در عمل روی نهان کرده و حافظ را در درد و رنج هجران گذاشته است.
- میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
از این بیت می توان فهمید که معشوق با حافظ وعده و وعیدی هم داشته است. چون می گوید یار من چنین گفت ولی چنان کرد یعنی حرف هایی زد و قول هایی داد اما در عمل (به قول خودمانی) دست حافظ را در پوست گردو گذاشته است.
ممکن است این معنا هم برداشت شود که یار من این طور گفت و این طور کرد یعنی شرح آن چه بینشان رفته است ولی به نظر بنده، درست همان است که حافظ می خواهد بگوید حرف و عملش یکی نبود.
- شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
وقتی مرا رها کرد و تنها گذاشت، نزدیک بود که از هجر یار، جانم از دست برود ولی به لطف خیالش زندگی کردم و این لطفْ بیکران و بسیار بود.
به قول مولانا:
بگذاشتیَم غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارتر است
بیت بعد:
- چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
نرگس کنایه از چشم است. اولین گلی است که در زمستان پیدا می شود و قبل از رسیدن بقیه گل ها عمرش تمام می شود. چرا مانند گل لاله که در پی نرگس می آید دل پر خون نداشته باشم در حالی که چشم او با من سرگرانی کرد و تنهایم گذاشت.
- که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
طبیب همیشه در پی مداوای بیمار است اما طبیب دل حافظ (معشوق) با وجودی که درد جانسوز حافظ را می بیند قصد جان رنجور حافظ را دارد و این به واسطه همان روی گردانی از حافظ است.
- بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بربط فغان کرد
سوزناک ترین بیت، این بیت است. آن چنان مانند شمع سوختم که صُراحی بر من اشک ریخت و ساز بربط افغان و ناله کرد.
صُراحی همان جام بزرگ شراب است که گاهی دهانه آن به شکل گردن مرغابی است و بربط ساز محزون ایرانی است. (شاید بشود بین شکل گردن صراحی و بط به معنی مرغابی هم ارتباطی تصویری برقرار کرد.)
مشخص است که حافظ می خواهد بگوید برای تسکین درد به موسیقی و شراب پناه بردم و این ها غمگسار من شدند.
نکته: استاد شجریان (که نامش جاودانه باد) در آلبوم افتخار آفاق این غزل را در سه گاه اجرا نموده است و وقتی به این بیت می رسد با یک تحریر، نوازندگان را متوجه می کند که باید وارد شور بشوند و این بیت را در دشتی (از متعلقات شور) که بسیار سوزناک است اجرا می کند و سپس به سه گاه و فرود بازمی گردد.

- صبا گر چاره داری وقتِ وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
حافظ پس از شکوه و شکایت ها به باد صبا پناه می برد و خطاب می کند اگر برای مشکل من چاره ای داری الآن موقع کمک کردن است. تکرار کلمه وقت یک معنای ظریف هم دارد و مشخص است باد صبا قبلا به حافظ قول داده که وقتش بشود مشکلت را چاره می کنم و حافظ می گوید الآن وقتِ همان وقتی است که قول داده ای. حافظ از باد صبا چه چیزی می خواهد؟ باد صبا کارش نقل و انتقال پیام است و حافظ از باد صبا می خواهد که پیام را به معشوق برساند و پاسخ بیاورد.
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
شاید این پیام حافظ باشد که به یارم بگو من چطور میان مهربانان بگویم که چنین حرف ها زدی ولی در عمل کار دیگری کردی.
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
به نظر می رسد که معشوق، اشاره چشمی به حافظ داشته است چون بر خلاف جاهای دیگر که ابروی یار حافظ را صید کرده در اینجا چشم آن یار ابرو کمان حافظ را صید کرده است و سپس سرگرانی کرده

بهنام نوشته:

دوستان عزیز، اجرایی بدون آهنگ از این غزل شنیده‌ام که خانومی می‌خواندش و بسیار غم‌انگیز است. کسی از نام این خانوم خواننده اطلاعی دارد؟

گنجینهٔ گنجور