چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
گر بود جز در دلی آشفته و دیوانه نیست
ورد صبح و شام زاهد را اثر نبود اگر
هست تاثیری بجز در ناله مستانه نیست
بر در شاهان چه پوئی؟ از گدایان جو مراد
گنج از آبادی چه جوئی؟ جز که در ویرانه نیست
قاف عنقا را همه افسانه و هم و خیال
چند گوئی؟ گفته دانشوران افسانه نیست
یاوه پوئی تابکی از بهر راحت در جهان
راحتی گر هست جز در ساحت میخانه نیست
درد اگر داری برو گام از پی مردان بزن
توشه این ره بجز یک همت مردانه نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به کنکاش در مفاهیم روحانی و دنیوی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که زیبایی و حقیقت چهره حق در مکانهای خاصی چون کعبه و میخانه نمایان نمیشود و تنها در دلهای آشفته قابل درک است. زاهدان نیز تنها در نالههای مستانه تحت تأثیر قرار میگیرند و طلب گنج در زندگی مادی بیفایده است. شاعر تاکید میکند که برای آرامش و راحتی واقعی، باید به دنیای میخانه روی آورد و برای دستیابی به آرزوها باید همت و تلاش مردانه کرد. در نهایت، او بر این باور است که درد و رنج در زندگی، باید انگیزهای برای پیشرفت و تلاش باشد.
هوش مصنوعی: خدای حق، در هیچ مکانی مانند کعبه و میخانه جلوه نمیکند. اگر هم باشد، تنها در دلهای آشفته و دیوانه میتواند دیده شود.
هوش مصنوعی: نماز و دعاهای روز و شب عابدان، تاثیری ندارد، و اگر هم تأثیری وجود داشته باشد، تنها در ناله و سرود عاشقانه آن مس فراوان است.
هوش مصنوعی: در زندگانی خود به دنبال چه چیزی از پادشاهان هستی؟ و از فقرا چه آرزویی داری؟ به دنبال ثروت از سرزمین آباد چه نیاز است؟ جز اینکه در خرابهها چیزی پیدا نخواهد شد.
هوش مصنوعی: در مورد قاف و موجوداتی همچون عنقا، همه چیز در حد افسانه و خیال است و نمیتوان به سادگی درباره آنها صحبت کرد. اما برخی از اندیشمندان معتقدند که این افسانهها حقیقت دارند و نمیتوان آنها را فقط خیال دانست.
هوش مصنوعی: در این دنیا اگر به دنبال آرامش هستی، باید از هر نوع بیهودهگویی و حاشیهسازی دوری کنی، زیرا راحتی حقیقی فقط در ساحت میخانه و در فضای آرامشبخش آن یافت میشود.
هوش مصنوعی: اگر دردی در دل داری، باید تلاش کنی و گام به گام به دنبال مردان بروی. در این مسیر، تنها چیزی که به آن نیاز داری همت و اراده قوی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست
هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکست
ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست
چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب
[...]
نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست
در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است
هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست
سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است
[...]
حسن اگر در پرده باشد عشق ازو دیوانه نیست
بر چراغ روز بال افشانی پروانه نیست
تا طبیب خستگان عشق چشم مست اوست
ناله بیمار غیر از نعره مستانه نیست
نیست سامانی بغیر از رخنه در ویرانه ام
[...]
سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
شمع را در بزم دلسوزی به از پروانه نیست
حسن ذاتی فارغ است از صنعت مشاطگان
زلف جوهر دست فرسود نسیم و شانه نیست
مرغ روح اهل مشرب را نمی آرد به دام
[...]
بیلب او نشئهای در ساغر و پیمانه نیست
شیشة می را دماغ جلوة مستانه نیست
سیرت معشوق از سیمای عاشق ظاهرست
سرگذشت شمع جز در دفتر پروانه نیست
هر شبم در سینه آشوبی است از پهلوی دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.