گنجور

شمارهٔ ۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟

جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما

ما از آن سوختگانیم که معمار ازل

طرح آتشکده برداشت ز کاشانه ما

عشق پیوسته به دنبال دلم می‌گردد

شعله آید به طلبکاری پروانه ما

جرم می خوردن ما نیست کم از طاعت کس

کار صد توبه کند گریه مستانه ما

چون تهی دیده که آرد به کسی روی نیاز

چشم بر چشم صراحی زده پیمانه ما

حرف دیوانه شنیدن ز خردمندی نیست

عاقلان گوش نکردند بر افسانه ما

چون سپندی که بود بر سر آتش قدسی

هرگز آرام نگیرد دل دیوانه ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام