گنجور

 
قدسی مشهدی
 

ز بس که دشمن نظّاره پریشانم

چو شمع گشته به یک جای جمع، مژگانم

نشد ز سیل سرشکم خراب، کوی بتان

امین کشتی نوحم، اگرچه طوفانم

ز عشق، رابطه‌ام نگسلد به مردن هم

گواه دعوی من بس، بقای پیمانم

شدم به دوختن چاکهای سینه، رضا

که هیچ‌کس نبرد پی به داغ پنهانم

به غیر، وصل تو دیدن چنان بود دشوار

که ترک وصل نماید به غایت آسانم

فراخ روزی غم را ز تنگسال چه غم؟

همیشه نعمت غم حاضرست بر خوانم

چو شعله در بدنم خون همیشه می‌رقصد

ز شوق آنکه کند غمزه تو قربانم

چنان گرفته دل همدمان ز صحبت من

که غنچه گشته، گل چیده، در گریبانم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.