گنجور

 
سعدی شیرازی
 

همه کس را عقل خود بکمال نماید و فرزند خود بجمال.

یکی یهود و مسلمان نزاع می‌کردند

چنان که خنده گرفت از حدیث ایشانم

به طیره گفت مسلمان: گر این قبالهٔ من

درست نیست خدایا یهود میرانم

یهود گفت: به تورات می‌خورم سوگند!

وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد

به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۹ سال قبل، یک شنبه ۵ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۳۰ نوشته:

فعل "می رانم" با توجه به نوع فعل و اینکه "می" برای استمرار استفاده نشده و جزئی از خود فعل است، جدا نوشتن آن صحیح نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۲ نوشته:

همان "می رانم" صحیح است که مضارع استمراری اول شخص مفرد از مصدر "راندن" است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۷ نوشته:

جای بیت سوم و چهارم باید عوض شود. بیت "گر از بسیط ..." بیت پایانی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۷ نوشته:

لطفا یا سعدی رو از رو گنجور ورش دارید. یا درستش کنید چون پر از غلط و اشکاله

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۹ نوشته:

یکی یهود و مسلمان نزاع می کردند/ چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من/ درست نیست خدایا یهود میرانم
یهود گفت به تورات می خورم سوگند/ وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد/ به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
«میرانم» یعنی مردن یعنی خدایا مرا یهود بمیران (از دنیا ببر). بنابراین جدا نوشتنش صحیح نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۲ نوشته:

یهود میرانم: یعنی خدایا! من را یهود بمیران. در روز مرگ چون یهودی من را در شمار آور. "می‌‌رانم" از ریشەی "میراندن" است و نە "راندن". خداون مردم را می میراند اما نمی راند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهزاد پاکروح در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۲ نوشته:

لطفا واژه ی پایانی بیت دوم را به صورت "میرانم" اصلاح کنید.
منطور فعلِ راندن نیست، منظور "میراندن" است و "میرانم" در این جا به معنی "مرا بمیران" است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۷ نوشته:

آیا در متن اصلی «جهود» آمده است یا «یهود»؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روح اله در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۲ نوشته:

در تایید نظر حضرات آیات خواستم اضافه کنم که «میرانم» مخفف فعل «بمیرانم» به معنای «مرا بمیران» است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر حسین در ‫۴ سال قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۶ نوشته:

در بیت دوم "به طیره" به معنای "با خشم" است
جای بیت سوم و چهارم در نسخه ی ذکاءالملک فروعی اینچنین است:
جهود گفت به تورات میخورم سوگند/ وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم.
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد/ به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
لطفا اضلاح فرمایید.
در ضمن بر اساس نسخه ی یاد شده به جای یهود در هر دو مورد باید نوشت: جهود
با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر حسین در ‫۴ سال قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۷ نوشته:

واژه ی "میرانم" همانگونه که دوستان اشاره کرده اند از مصدر میراندن است.
طبق نسخه ی فروغی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر حسین در ‫۴ سال قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

در هر سه مورد به جای "یهود" باید نوشت "جهود".
طبق نسخه فروغی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر حسین در ‫۴ سال قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۴ نوشته:

جای ابیات سوم و چهارم در نسخه ی فروغی برخلاف ضبط شماست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید عامر هاشمی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۵ نوشته:

نظر بنده اینچنین است:
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند/ چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من/ درست نیست خدایا جهود میرانم
جهود گفت به تورات می خورم سوگند/ وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد/ به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
«میرانم» یعنی خدایا مرا یهود بمیران. بنابراین جدا نوشتنش درست نیست.
با احترام عرض ارادت ـ هاشمی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن ، ۲ در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ نوشته:

هر کس خویشتن به کمال بیند و فرزند خویش به جمال

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عاصمه شعبانی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۲ نوشته:

بیت سوم و چهارم جابجا نوشته شدند. و در بیت دوم فعل میرانم صحیح می باشد چون معنی فعل من را بمیران است و می نشانه ماضی استمراری نیست و نباید جدا نوشته شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شرافت در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۷ نوشته:

اینهمه بی‌اعتنایی سایت گنجور به حاشیه‌های خوانندگانش جالب است.
یعنی واقعا درک و تایید تفاوت فعل‌های می‌رانم و بمیرانم این‌قدر سخت است یا این که اصلا نوشته‌های ما مطالعه نمی‌شود؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین قدسی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

با درود و سپاس از گردانندگان این سایت پربار، لطفاً موارد زیر را تصحیح فرمایید:
1- ...یهود میرانم (یعنی خداوندا، مرا یهودی بمیران، یا به قول خودمانی‌تر، اگر دروغ گفته باشم از یهودی بدترم، و دیگری نیز در پاسخ می‌گوید اگر من دروغ گفته باشم از مسلمان بدترم)
2- جای بیت سوم و چهارم عوض شود. بیت "گر از بسیط زمین..." بیت آخر است، و پند خردمندانه‌ی حضرت سعدی است که در پایان حکایت مسلمان و یهود می‌فرماید: "حتا اگر روزی عقل از روی زمین ناپدید گردد و همه نادان باشند، باز هم هیچ کس حاضر نیست حتا با خود فکر کند که شاید من اشتباه می‌کنم"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۹ نوشته:

متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد
مشو غره بر حسن گفتار خویش
بتحسین نادان و پندار خویش
همه کس را عقل خود بکمال نماید و فرزند خود بجمال
یکی جهود و مسلمان نزاع میکردند
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
بطیره گفت مسلمان، گر این قباله من
درست نیست خدایا جهود میرانم
جهود گفت بتوریة می خورم سوگند
وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هیچ کس که نادانم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پری در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد ، بخود گمان نبرد هیچکس نه نادانم : اگر از پهنه ی خاک خرد پنهان و نابود گردد ، دیگر یکتن خویش را جاهل نپندارد . سعدی بزرگ میگه زمانی که بساط عقل از روی زمین برچیده بشه دیگه هیچ کس نمیگه من نادانم . 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پری در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۸ نوشته:

اگه بگیم حتی اگه عقل از روی زمین منعدم بشه بازم کسی نمیگه من نادانم اینجا دیگه چیزی نیست که بر سر اون نزاع کنن چون عقل که نباشه دانایی و  نادانی مفهومی نداره ولی سعدی نمیخواد بگه اگه روزی عقل منعدم بشه چون نمیشه؛ میخواد بگه انگار عقل نابود شده که هیچ کس به نادانی خودش اعتراف نمیکنه . اگر منعدم بشه اینجوری میشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.