گنجور

 
قدسی مشهدی

روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم

چون آتش فسرده و چون صید بسملم

صد برگ گل که جمع کنی غنچه‌ای شود

آسان گره نخورده چنین، کار مشکلم

دارد ز بس که بر نظر پاکم اعتماد

پروانه خود چراغ در آرد به محفلم

افکند ناتوانی‌ام از خود به گوشه‌ای

چون قطره عرق، بن مویی‌ست منزلم

کو باد شرطه‌ای که به طوفانم افکند؟

آن باد شرطه نیست که آرد به ساحلم

محکم گرفته دامنم این خاک آستان

گویا سرشته‌اند ز خاک درت گلم

انداز دل مرا به سر تیر می‌برد

بیدرد را گمان که ز صیاد غافلم

کوته‌نظر زند به گل و لاله دست و من

از همت بلند، به سرو تو مایلم

در خواندنم حدیث بدآموز نشنوی

گر بشنوی که بی تو چها رفته بر دلم

نقش پی دلیل، کم از چشم بد نبود

بنگر که بی‌خطر گذراند از چه منزلم

ضعفم ازان گذشته که صیدم کند کسی

بی‌رشته‌ام مقید و بی تیغ بسملم

در گردش است کاسه چشمم پیاله‌وار

ساقی اگر رود نفسی از مقابلم

قدسی نظر به شاهسواران بود مرا

مجنون نیم، به ناقه چکار و به محملم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

من بار هجر می کشم و ناقه محملم

برگیر ساربان نفسی باری از دلم

طوفان آب دیده گر از این صفت رود

زین پس مگر سفینه رساند به منزلم

با درد خود مرا بگذارید و بگذرید

[...]

جهان ملک خاتون

تا کی زنی ز تیغ جفا نیش بر دلم

تا من مگر ز مهر و وفای تو بگسلم

جان و جهان فدای غمش کرده ام ولی

جز آه و ناله نیست ز دلدار حاصلم

گر دوست غافلست ز احوال زار من

[...]

اسیری لاهیجی

روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم

وز زلف سرکشت همه سوداست حاصلم

گشتم غریق بحر غم و در تعجبم

گر لطف بیکران نکشیدی بساحلم

فکر دقیق من بمیان تو ره نبرد

[...]

فضولی

دایم تویی مقابل آیینه دلم

تو در دلی ولی ز تو من سخت غافلم

قطع نظر ز دیدن روی تو چون کنم

چون هست روی تو همه دم در مقابلم

گر مایلم بغیر تو آن هم ز شوق تست

[...]

عرفی

نالنده ام ز درد مگر بلبلم

جوشنده ام به حسن مگر شبنم گلم

گر نه قیامتم ز چه لبریز فتنه ام

ور نه ندامتم ز چه عین ناملم

دل موج خیز درد و جبین صاف از گره

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه