گنجور

شمارهٔ ۳۳۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم

به قدر وسع خود دین محبت را ادا کردم

نسیم شوق گو ضایع مگردان بوی پیراهن

که من چون شمع از خاکستر خود توتیا کردم

ز گلشن گل نچیدم تا نهادم داغ غم بر دل

ز می لذت نبردم تا به خون لب آشنا کردم

نهال بی‌غمی جز میوه حسرت نمی‌آرد

ندیدم روز خوش تا دامن غم را رها کردم

فریب الفت خود عاجزم دارد، نمی‌دانم

که با بیگانه، باز این آشنایی از کجا کردم

ز چرخ آزرده بودم، رخصت آهی به دل دادم

چه سیل شعله‌ای در کار این مشت گیا کردم

ز راه کعبه‌ام مانع هوای دیر شد قدسی

ز شوق سجده بت، طاعت حق را قضا کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام