نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
نداند سجده بت، از برهمن گر جدا افتم
به صد شمشیر، کوته کی شود دست تمنایم
سر ببریده فتراک تو جوید، گر ز پا افتم
نمیخوانم فسون عقل تا صید جنون گردم
نمیبندم به گردن حرز، شاید در بلا افتم
فغانم زنده دارد ناله مرغان گلشن را
مزار بلبلان گردد چمن گر از نوا افتم
من آن مرغم که گر از آشیان غم هوا گیرم
همان ساعت چو مرغ تازه پرواز از هوا افتم
فریب آشنایان بین، که روز وصل جانان هم
به فکر ناامیدی از نگاه آشنا افتم
دماغم برنمیتابد ز سودا عطر گل قدسی
همان بهتر که روزی چند از چشم صبا افتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود درباره عشق و دلتنگی میپردازد. او اشاره میکند که اگر به حرم عشق نرود، برایش مهم نیست و اگر از پا بیفتد، کسی متوجه نمیشود. او به شدت به عشق و تمنای خود پایبند است و میگوید که حتی اگر با شمشیر هم دستش را کوتاه کنند، باز هم در پی عشق خواهد بود. شاعر از جدایی و دوری سخن میگوید و خودش را به پرندهای تشبیه میکند که اگر از آشیان غم خارج شود، به سرعت پرواز خواهد کرد. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که در روز وصل، نباید ناامید باشد و از جذبهٔ عطر گل قدسی نیز سخن میگوید. در کل، شعر پر از احساسات عاشقانه و عمیق است که به طرز زیبایی بیان شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به سوی حرم برود، اگر من به زمین بیفتم. اگر من از برهمن جدا شوم، کسی نخواهد دانست که سجدهی بت را انجام میدهم.
هوش مصنوعی: با صد شمشیر هم که بخواهم از آرزوهایم دست بکشم، باز هم سرم را به دامن فتراک تو میسپرم، حتی اگر از پا بیفتم.
هوش مصنوعی: من به دنبال جادو و فریب عقل نیستم تا گرفتار دیوانگی شوم. نمیخواهم خودم را به زنجیر ایمنی ببندم، چون ممکن است در سختی و مشکلات بیفتم.
هوش مصنوعی: من از صدای ناله پرندگان گلشن ناراحتم و اگر از نغمهای که سر میزنم بیفتم، چمن نیز برای بلبلان محل آرامش نخواهد بود.
هوش مصنوعی: من مرغی هستم که اگر از آشیانهام غم و ناراحتی بگیرم، در همان لحظه مانند مرغی که تازه پرواز کرده است، از آسمان میافتم.
هوش مصنوعی: فریب افرادی را که به خوبی میشناسی، تماشا کن؛ چرا که حتی در روزی که به محبوب خود میرسی، ممکن است تلخی ناامیدی از دیدن معشوق تو را فرا بگیرد.
هوش مصنوعی: ذهن و احساساتم طاقت تحمل آرزوهای عطر گلهای مقدس را ندارد، بهتر است که چند روزی از نظر باد صبا پنهان شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتم
نسیم ناتوانم تا کجا خیزم کجا افتم
نی کلکم ز حسن روی گل، منقار بلبل شد
مباد از طرف گلشن دور افتم کز نوا افتم
به هر بانگ سرودی خاطرم آشفته می گردد
[...]
نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
همان خورشید تابانم اگر در زیر پا افتم
به ذوق ناله من آسمان مستانه می رقصد
جهان ماتم سرا گردد اگر من از نوا افتم
درین دریای پرآشوب پنداری حبابم من
[...]
ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
گهی بر دست و پای گلرخان همچون حنا افتم
دگر راهی نهاده شوق در پیشم که از شادی
به پای خویشتن در هر قدم چون نقش پا افتم
درین ضعفم مددکاری به راه شوق میباید
[...]
چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی
کنم گر سعی پیش افتادن از خود، بر قفا افتم
نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم
چنان از دیده پنهانم که ترسم در بلا افتم
ره افتادگی پیمودهام تا پلّة آخر
ازینجا هم اگر افتم نمیدانم کجا افتم
تنم تاریست بر ساز غمت اما محالست این
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.