آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
گر غنچه بشکفد، قدم از باغ پس کشم
دست از ستم مدار، که از بیم خوی تو
در روز حشر هم نتوانم نفس کشم
دنبال محمل تو خروشان فتادهام
تا نالهای به روی صدای جرس کشم
تا خار راه هم نشوند اهل روزگار
دامن چو شعله کاش بر این مشت خس کشم
مرغان باغ، شیفته ناله منند
گر نالهای کشم همه در راه قفس کشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید. او احساس میکند که اگر محبوبش بیاید و غنچهای شکوفه کند، امیدی برای رهایی از قفس زندگیاش خواهد داشت. با وجود آنکه از ظلم و بیوفایی میترسد، هنوز برای رسیدن به محبوبش تلاش میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که نالههایش برای دیگران نیز شناخته شده است و همگی در جستجوی آزادی از قفس هستند.
هوش مصنوعی: بلبلی که برای آزادیاش در قفس ناله میزند، اگر گل تازهای شکوفا شود، از باغ و زیبایی آن دوری میکند.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم کردن دست برندار، زیرا من از ترس تو در روز قیامت حتی نمیتوانم نفس بکشم.
هوش مصنوعی: من با شتاب و هیجان به دنبالت میروم تا صدای جرس را با نالهای به خودم بچسبانم و احساساتی که در درونم موج میزند را بیان کنم.
هوش مصنوعی: برای اینکه در برابر سختیها و ناملایمات زندگی آسیب نبینم، آرزو میکنم که مانند شعلهای در دامن خود، الگو و نشانی از قدرتمندی و استقامت داشته باشم.
هوش مصنوعی: پرندگان باغ به صدای من علاقهمندند. اگر من صدایی از خود درآورم، همه در مسیر قفس به سمت من میآیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.