گنجور

شمارهٔ ۳۳۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام

دوش خالی بود جای جغد در ویرانه‌ام

گو مکش دست نوازش بر سر من آسمان

من که یک مویم چه آرایش فزاید شانه‌ام

گر نمی‌بارد ز گردون تیره‌بختی بر سرم

گردد از روزن چرا تاریکتر، کاشانه‌ام؟

الفت آتش‌پرستان جذبه‌ای دارد، که عشق

ریزد از خاکستر پروانه طرح خانه‌ام

تاب هجران شرابم نیست تا وقت صبوح

پیشتر از صبح می‌خندد، چو گل، پیمانه‌ام

کار من پیچیده و افتاده بر وی عقده‌ها

گو مکش صیاد زحمت بهر آب و دانه‌ام

کس نبندد آشیان بر شاخ بی‌برگی چو من

کز فریب جلوه گل، از قفس بیگانه‌ام

از دورنگی‌های اهل بزم، ترسم لاله‌وار

با حریفان لاف یکرنگی زند پیمانه‌ام

چون نمی‌سوزد درین محفل بجز من دیگری

می‌رسد قدسی که گویم قبله پروانه‌ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام