گنجور

 
قدسی مشهدی

بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام

دوش خالی بود جای جغد در ویرانه‌ام

گو مکش دست نوازش بر سر من آسمان

من که یک مویم چه آرایش فزاید شانه‌ام

گر نمی‌بارد ز گردون تیره‌بختی بر سرم

گردد از روزن چرا تاریکتر، کاشانه‌ام؟

الفت آتش‌پرستان جذبه‌ای دارد، که عشق

ریزد از خاکستر پروانه طرح خانه‌ام

تاب هجران شرابم نیست تا وقت صبوح

پیشتر از صبح می‌خندد، چو گل، پیمانه‌ام

کار من پیچیده و افتاده بر وی عقده‌ها

گو مکش صیاد زحمت بهر آب و دانه‌ام

کس نبندد آشیان بر شاخ بی‌برگی چو من

کز فریب جلوه گل، از قفس بیگانه‌ام

از دورنگی‌های اهل بزم، ترسم لاله‌وار

با حریفان لاف یکرنگی زند پیمانه‌ام

چون نمی‌سوزد درین محفل بجز من دیگری

می‌رسد قدسی که گویم قبله پروانه‌ام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صوفی محمد هروی

آن پری دور از من و من در غمش دیوانه‌ام

آشنای اویم و از خویشتن بیگانه‌ام

چون سگ دیوانه بر در مانده‌ام حیران و زار

نیستم قابل از آن، ره نیست در کاشانه‌ام

داد جام باده‌ام دل گشت فانی زین طرب

[...]

فضولی

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام

من چو مجنون نیستم در عاشقی مردانه‌ام

خضر می‌گویند بر سرچشمه‌ای برده ست راه

قطره ای گویا چکیده جایی از پیمانه‌ام

عقل را هر لحظه تکلیفی‌ست بر من در جهان

[...]

فصیحی هروی

جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام

موج فیضم خانه‌زاد ساغر و پیمانه‌ام

می‌زنم لاف شکیبایی و از طوفان اشک

موجهء گرداب را مانَد ، مصیبت خانه‌ام

باز در دارالشفای تب گدایی می‌کنم

[...]

کلیم

نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام

در خراب‌آباد دنیا جغد بی‌ویرانه‌ام

فرقم از سرکوب محنت یک نفس خالی نبود

گر ز کار افتاد دستم ریخت بر سر خانه‌ام

بس که هرگز پر ندیدم جام عیش خویش را

[...]

صائب تبریزی

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

صبر من از خارخار شوق پا بر جا نماند

ریشه از دندان موران داشت دایم دانه‌ام

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه