گنجور

 
قدسی مشهدی
 

بی‌حرز شعله نگذرد از پیش داغ ما

پروانه احتراز کند از چراغ ما

چون دیده دور شد از تو رنگ نگه پرید

تا رنگ می‌رسید شکست ایاغ ما

یک روزه عیش ما نشود محنت دو کون

عاجز بود زمانه ز برگ فراغ ما

در کوی عشق خضر به ما پی نمی‌برد

هر موی اگر شود قدمی در سراغ ما

امیدواری‌ام به خیال تو هم نماند

تا ریشه نهال خزان کرد باغ ما

بوی محبتی ز گل و لاله درنیافت

آشفته شد ز نکهت گلشن دماغ ما

قدسی کفایت است در اسباب عاشقی

رخسار زرد و دیده پرخون داغ ما

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.