گنجور

شمارهٔ ۲۲۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد

گویا که خون بی‌گنهانش خیال کرد

حالی نداشتم که توان گفت، بی شراب

ساقی به یک پیاله‌ام از اهل حال کرد

بلبل دم از خصومت طوطی زند، مگر

آیینه را ز عکس رخت گل خیال کرد؟

در بالشیم روز به روز از هوای تو

آخر هوای سرو تو ما را نهال کرد

مجنون چرا هوایی صحرا بود، مگر

لیلی بر او کرشمه به چشم غزال کرد؟

بر صفحه زمانه، سخن را ز بی‌کسی

هر سر بریده همچو قلم پایمال کرد

قدسی کسی که دوستی از خلق چشم داشت

اوقات خویش صرف خیال محال کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

در بالشیم روز به روز از هوای تو —–بی معنی بنظر میرسد—لطفا کلمه و یا ترکیب مناسب پیشنهاد بفرمائید

👆☹

ناباور نوشته:

در بالشیم روز به روز از هوای تو
بالش از مصدر بالیدن
در بالشیم = در حال بالیدن و نمو کردن هستیم

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.