گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را

مکن مکن که عمارت کند خراب مرا

چه آتشی تو نمی‌دانم ای بهشتی روی

که ذوق گریه عشق تو کرد آب مرا

هجوم گریه نمی‌دانم اینقدر دانم

که جای بر سر آب است چون حباب مرا

ز شکوه ستمت مردم و همان خجلم

برون نبرد اجل هم از این حجاب مرا

عنان لطف کشیدی و پایمال نمود

سبک عنانی صبر گران رکاب مرا

من از قضا به همین خوش‌دلم که چون قدسی

نبرد قسمت ازین در به هیچ باب مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام