داده عشقم باده نابی که میسوزد مرا
خوردهام از جام خضر آبی که میسوزد مرا
شب فغانم رفته بود از یاد مطرب صبحدم
زد به تار چنگ مضرابی که میسوزد مرا
تازه عاشق گشتهام چشمم ز خون دل پر است
باز در جو کردهام آبی که میسوزد مرا
قبله بتخانه را گویند ابروی بت است
در نماز این است محرابی که میسوزد مرا
شد مقیم گوشه ویرانهای بر یاد دوست
یافت قدسی گنج نایابی که میسوزد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است با مضامین عاشقانه و عارفانه. شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید و نمادهایی از نوشیدن باده و آبی به عنوان نمادی از عشق و سوزش در دل را به تصویر میکشد. او از تجربهای معنوی حرف میزند که در آن آواز و موسیقی احساساتش را تحت تأثیر قرار داده و یاد معشوق او را در گوشهی تنهایی و یاد ویرانهای به تصویر میکشد. در کل، این شعر به عمق عشق و اشتیاق روی میآورد و به تأثیرات روحی و احساسی آن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عشق من از نوعی نوشیدنی خالص و خاص است که مرا میسوزاند. من از پیالهای پر از آب زنده و حیات نوشیدهام که آن نیز مرا میسوزاند.
هوش مصنوعی: در شب، غم و اندوهم از یاد رفته بود، اما در صبح، نوا و آواز موسیقی به گوشم رسید و زخمش به دل من چنگ زد و مرا آزار داد.
هوش مصنوعی: من هنوز تازه عاشق شدهام و چشمانم پر از اشک و درد است. دوباره در جستجوی آب هستم، آبی که وجودم را میسوزاند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا شاعر به ابرو و زیبایی بتها اشاره کرده و آن را محور و قبله برای خود میداند. او همچنین از احساسات درونی و سوزش ناشی از این عشق یا اشتیاق سخن میگوید که در واقع به نوعی نماد عبادت و فرارسیدن به حالت خاصی از فراز و نشیب عواطف اوست. این نوع از بیان میتواند نشاندهندهی وابستگی عاطفی عمیق و شیدایی باشد.
هوش مصنوعی: در گوشهای خراب و ویران ساکن شدهام و به یاد دوستم هستم. در اینجا گنجی نایاب و روحانی پیدا کردهام که مرا میسوزاند و دلم را به درد میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه کامشب دیدهام خوابی که میسوزد مرا
خوردهام جایی می نابی که میسوزد مرا
میتپد در خون دل بیصبر و یادم میدهد
هردم از گلگشت مهتابی که میسوزد مرا
صحبت گرمی که دارد سر گرانم همچو شمع
[...]
می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا
می زند بر آتشم آبی که می سوزد مرا
می رود آن مست، هشیارانه از پیشم، ولی
نخل قدش می خورد تابی که می سوزد مرا
تا ز من افسانه غم نشنود شبهای وصل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.