گنجور

 
قدسی مشهدی

چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند

قطره‌ای چند اگر ابر ز دریا برداشت

چون قلم خوانده شود راز دل از نقش پی‌ام

در سر کوی تو نتوان قدم از جا برداشت

خوش به دشنام تو آمیخته چون شهد به شیر

از لبت کام خود اعجاز مسیحا برداشت

هست چشمی که بر احوال دلم گریه کند

سینه هر زخم که از تیغ تمنا برداشت

تا خس و خار درین بادیه مجنون شده‌اند

ناقه کیست که دیگر ره صحرا برداشت؟

آن سیه‌روز فراقم که قضا صبح ازل

روز من دید و سواد شب یلدا برداشت

بزم وصل است و حریفان همه خمیازه‌کشند

نتوان چشم چو پیمانه ز مینا برداشت

مژه‌ام نقش تو بست آنقدر امشب که فلک

اطلس آورد به بالینم و دیبا برداشت

می‌توانم نظر از هر دو جهان بست ولی

نتوانم دل از آن نرگس شهلا برداشت

شاد گشتیم که خضر ره پروانه شدیم

که پی شعله ز داغ جگر ما برداشت

قدسی امروز ز هر روز گرفتارترست

عشق تا باز که را سلسله از پا برداشت؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظیری نیشابوری

عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت

هرکه مجنون تو شد سلسله از پا برداشت

جنس ارزنده و ارباب بصارت مشتاق

نتوان دست ز بیعانه سودا برداشت

چون توان گشت کنون ساکن خلوتگه باغ

[...]

صائب تبریزی

جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت

سقف این میکده را جوش من از جا برداشت

دست اگر در کمر کوه کند می گسلد

زور شوقی که مرا سلسله از پا برداشت

شوری از ناله مجنون به بیابان افتاد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت

آخر از خاک مرا آن گل رعنا برداشت

در رهش هیچ کس از خاک مرا برنگرفت

نقش پا را نتواند کسی از جا برداشت

بگذر از هستی و خود را به مقامی برسان

[...]

جویای تبریزی

پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت

کوه تمکین ترا زور می از جا برداشت

کاش برداشتی از خواش دنیا دل را

آنکه بر دوش هوس بار تمنا برداشت

داده رم وحشت ما کوهکن و مجنون را

[...]

بیدل دهلوی

نیشی تا علم همت عنقا برداشت

کلهی بود که ما را ز سرما برداشت

ازگرانباری این قافله‌ها هیچ مپرس

کوه یک نالهٔ ما بر همه اعضا برداشت

وصل مقصد چه‌قدر شکر طلب می‌خواهد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه