خانهام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است
همنشینم جغد از یک سو، ز یک سو بلبل است
نکتهای تا کرده از سیرابی زلفش رقم
از رطوبت خامهام گویی که شاخ سنبل است
کی به گوشش میرسد فریاد محرومان باغ؟
بس که گوش گل ز جوش بلبلان پرغلغل است
خواری عشقم مبین، بنگر قبای غنچه را
ابره گر از خار دارد، آستر برگ گل است
از دل قدسی به شهر و کو چه میجویی سراغ؟
جان آن دیوانه، چین زلف و قید کاکل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تضادهای زندگی شاعر میپردازد. او از یک سو خانهاش را به دو بخش خراب و پرگل تقسیم میکند، که نمادی از احساسات متضاد است. جغد (نماد سکوت و شب) و بلبل (نماد شادی و سرزندگی) در کنار هم نشاندهنده تنشهای عاطفی است. شاعر با توصیف زلف معشوقش و اثرات آن بر خود، به زیباییهای عشق اشاره میکند، در حالی که به درد و رنج عاشقانه نیز اشاره دارد. او از فریاد محرومان باغ حرف میزند و بر تنهایی و غم خود تأکید دارد. در پایان، شاعر از جستوجوی عشق و زیبایی در این دنیای پُر از درد و رنج سخن میگوید و اشارهای به پیچیدگیهای عشق و زیباییهای آن دارد.
هوش مصنوعی: خانهام به خاطر گریههایم نیمه ویران شده است، اما از سوی دیگر پر از گل و زیبایی است. از یک طرف، جغدی تنها و غمگین همنشینم است و از طرف دیگر، بلبل با آواز خوشش در کنارم حضور دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و لطافت زلف معشوق اشاره دارد. شاعر از زیبایی زلفها و رطوبت آنها صحبت میکند و این که این زیبایی او را تحت تأثیر قرار داده است. انگار زلفهای او چنان جذاب و دلفریب هستند که گویی شاخ سنبل، گلی خوشبو و زیبا، را تداعی میکنند.
هوش مصنوعی: کسی صدای فریاد بینوایان باغ را نمیشنود، چون گوش گل آنقدر پر از صدای شاداب بلبلهاست که نمیتواند به دیگری توجه کند.
هوش مصنوعی: عشق من را تحقیر نکن، نگاه کن به زیبایی و شکوه غنچه. اگرچه غنچه بر روی خاری قرار دارد، اما آستر آن از برگ گل است و نشان دهندهٔ لطافت و زیبایی آن است.
هوش مصنوعی: دنبال چه چیزی از دل پاک و مقدس به شهر و کوچه میگردی؟ جان آن دیوانه در چهره و موهای زیبا و پیچیدهاش نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
همّتی دارید با من زانکه کاری مشکل است
من ندانم کین دل دیوانه را مقصود چیست
کو همیشه سوی سرگردانی من مایل است
فیل محمودی فرو ماند اگر بیند به خواب
[...]
تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است
زیر پای من ز آب چشم و خون دل گل است
جز جفای من نگردد در دل سنگین او
بر ندارد سنگ خارا آنچه او را در دل است
نیست نرمی در دلش با دیده پرآب من
[...]
بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
این که عیسی بار خر بر دوش گیرد مشکل است
ای عزیزان رهرو راه دلارام است دل
چون سبکبار است پیش از کاروان در منزل است
مرغ عرشی آرزوی آشیان دارد ولی
[...]
من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است
کز خیال او شوم، خالی، خیالی باطل است
چشم عیارش، به قصد خواب هرشب تا سحر
در کمین مردم چشم است و مردم، غافل است
عشق، در جان است و می، در جام و شاهد، در نظر
[...]
گرچه از باران دیده خاک آن کو پر گل است
پای عاشق در گل از دست دل از دست دل است
بنده را گر پیش خویش از مقیلان خوانی رواست
هر که رو در قبله روی تو دارد مقبل است
دل همه تن اشک خونین گشت و آمد سوری چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.