گنجور

شمارهٔ ۶۷

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

تا به زلف تو تاب می بینم

خویش را در طناب می بینم

دم به دم از هجوم لشکر عشق

ملک دل را خراب می بینم

بسکه از تشنگی روانم سوخت

هرچه میبینم آب می بینم

بر سر موج بحر ناکامی

خویشتن را حباب می بینم

سوی هر راه می گشایم چشم

صد هزار آفتاب می بینم

با همه تشنه کامی از هر سو

می شتابم سراب میبینم

دیده را در میان لجۀ اشک

مضطرب چون حباب می بینم

پیش آن آفتاب رو چو غبار

همه خود را حجاب می بینم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر