ز روزنامه شاهان چنین دهند خبر
چنین کنند بزرگان چیره دست هنر
که شهریار زمین کرد و پادشاه زمان
امیر و سید و خورشید خسروان جعفر
اگرچه دیر همی داد داد او گردون
و گرچه دیر همی جست کام او اختر
کنون که دادش این داد و جست کامش آن
از او نتابد تأیید روی تا محشر
ز بهر خدمتش آورد شهریار اران
سپاه خویش برای نبرد بسته کمر
یکی بتیر فکندن بسان ارش نیو
یکی بدرع دریدن بسان رستم زر
بجای جامه بتنشان همیشه بر جوشن
بجای تاج بسرشان همیشه بر مغفر
بسال و ماه بود طرف زینشان بالین
بسال و ماه بود پشت اسبشان بستر
نیاید از دهن آواز سوی گوش چنانک
کجا رود ز کمان تیرشان بسوی بصر
بتیغ مغز شکاف و بنیزه دیده گذار
بتیر شیر شکار و بگرز شاه شکر
بتن چو کوه ولیکن بتاب کوهستان
بتک چو باد و لیکن بسم باد سپر
پناه ایشان در بیشه ای که بود همه
چو زلف خوبان کاندر شده بیکدیگر
بچاره کردی باد اندر او همیشه گذار
بباره کردی دیو اندر او همیشه گذر
بماه آذر از برق تیغ لشگر شاه
بغز و ایشان اندر فروختند آذر
بدان سپاه نبود او نیازمند ولیک
بدان سپاه شهان خواند تا بهر کشور
خبر دهند که چون او رود بحرب عدو
بود بلشگرش اندر شه اران و خزر
همی بفخر بخوانند جنگ بیژن گیو
که او میان گرازی بزد بیک خنجر
بیک خدنگ ملک لشگری شکست کجا
گراز بود همیشه غذای آن لشگر
بتن موافق پیکار کین شاه جهان
بدل موافق گفتار دین پیغمبر
سپاهشان را کردند تار و مار همه
زمینشان را کردند پاک زیر و زبر
فراز نیزه اینان جگر بجای سنان
میان سینه آنان سنان بجای جگر
از آن زمینها چندان غنیمت آوردند
که از شنیدن و دیدنش عاجز است بشر
همی نداند کردن مهندس او را حد
همی نیارد کردن محاسب او را مر
عدو در اول آذر بجست کینه شاه
کشید کینه از او هم در اول آذر
همان عدوی خدا و خدایگان جهان
که گفت نیست کسی در جهان مرا همسر
همیشه افسر شاهی مرا سزد که منم
بخسروان و بشاهان دهر چون افسر
خدای داد بدست خدایگانش چنان
بجای افسر بر سر همی کند معجر
زهی مؤید و کشورگشای و دشمن بند
زهی مظفر و فیروز بخت و نیک اختر
از این ظفر که تو کردی بترک رفت نشان
از این هنر که تو جستی بروم رفت خبر
شگفت نیست گرت بندگی کند خاقان
عجیب نیست گرت چاکری کند قیصر
سر مخالف در زیر چنبر ادب است
اگر ز چنبر پیمانت کرد بیرون سر
اگر نه جست رضای تو زود کیفر برد
وگر رضات نجوید دگر برد کیفر
ایا فزوده ز تو نام لشگر اسلام
و یا شکسته ز تو فر لشگر کافر
سنان تو اجل است و سپاه خصم امل
سپاه تو قدر است و حصار خصم حذر
ایا ز بخشش تو خیل آز کشته هبا
و یا ز رامش تو خون شرم گشته هدر
یکی فرو شود از هیبت تو تا ماهی
یکی فرا رود از نعمت تو تا محور
بشعرهای دگر مر ترا همی گفتم
که ملک دشمن خواهد شدن ترا یکسر
ببود هرچه بگفتم من و دگر باشد
پدید کشت نشان اندر این نخست سفر
همه کسان سخن من بفال نیک شمرد
تو نیز هم سخن من بفال نیک شمر
همیشه نازش چاکر بود بخدمت تو
اگر زمانه شود چاکر ترا چاکر
همیشه مهر تو جوید اگر چه نیست آنجا
همیشه شکر تو گوید اگرچه هست ایدر
هزار یک نتواند ز فضلهای تو گفت
اگر ز مدحت تو میکند دو صد دفتر
همیشه تا نبود هیچ شکری چون زهر
همیشه تا نبود هیچ آهنی چون زر
بدست ناصحت اندر چو زر بود آهن
بکام حاسدت اندر چو زهر باد شکر
هزار شهر بگیر و هزار تاج ببخش
هزار شیر ببند و هزار صف بر در
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از پیروزی و شجاعت پادشاهی صحبت میکند که ملتش را به نبرد علیه دشمنان هدایت میکند. او توصیفاتی از جنگ و دلاوریهای جنگاوران و همچنین برتری لشکر اسلام بر کافران دارد. پادشاه، که به عنوان یکی از بزرگترین فرماندهان شناخته میشود، سپاه خود را به نبرد میفرستد و از قدرت و عظمت آنها سخن میگوید. ضمن اشاره به فخر و افتخار پیروزیها، به ثمرات و غنایم به دست آمده از جنگها نیز اشاره میشود. در نهایت، شاعر از فضایل پادشاه و قدرت او در دفاع از دین و کشور سخن میگوید و امیدوار است که دائما پیروزیهای بیشتری به دست آورد.
هوش مصنوعی: خبرهایی که از روزنامههای شاهان منتشر میشود، نشان میدهد که بزرگان و افراد با استعداد در هنرها به چه شکلی عمل میکنند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی قدرتمند و برجسته اشاره دارد که در زمین به عنوان یک فرمانروا شناخته میشود و در زمان خود دارای مقام و منزلت بالایی است. او به عنوان امیر و سید، نماد رهبری و افتخار است و به مانند خورشید در میان پادشاهان درخشش دارد.
هوش مصنوعی: هرچند زمان زیادی گذشته و آسمان در حال رسیدگی است و اگرچه زمان طولانیتری لازم است تا او به خواستهاش برسد، اما سرنوشت و ستارهاش همچنان در حال پیگیری است.
هوش مصنوعی: حالا که او اینگونه به داد خود دست یافته و خواستهاش را به دست آورده، تا زمان قیامت، دیگر از او حمایت نخواهد شد.
هوش مصنوعی: برای خدمت به او، شهریار اران سپاه خود را برای نبرد آماده کرده و کمربند جنگیاش را بسته است.
هوش مصنوعی: یک نفر تیر میزند مانند ارش نیو و یکی دیگر هم زره را میشکند مانند رستم زر.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بیانگر این است که به جای پوشیدن لباسهای عادی، همیشه در حال جنگ و مبارزهاند و به جای تاجهای زینتی، کلاهی سخت و محافظ بر سر دارند. به عبارتی، این افراد در حالت آمادهباش و دفاع قرار دارند و زندگیشان بیشتر درگیر مبارزه و چالش است تا لذت از دنیا.
هوش مصنوعی: مدت زمان طولانی، سالها و ماهها، این دو نفر در کنار هم در آرامش بودند و همچنان که سالها گذشت، از روی اسبهایشان به همدیگر نزدیکتر شدند.
هوش مصنوعی: آواز هرگز به گوش نمیرسد، چنانکه تیر از کمان به سمت چشم نمیرود.
هوش مصنوعی: با تیغی که در مغز شکاف ایجاد میکند، و با دیدی نافذ مانند تیر شیر در هنگام شکار، به سوی حکمت و دانایی پیش برو و به قدرت پادشاهی شکر و شیرینی دست یاب.
هوش مصنوعی: تند باد میدمد و کوه را به شدت تکان میدهد، اما وقتی که سپر به دست داریم، نگرانی از آن نداریم.
هوش مصنوعی: پناه آنها در جنگلی است که همه درختانش به زیبایی زلف معشوقان گره خوردهاند و به هم متصل شدهاند.
هوش مصنوعی: بخت بد او را همیشه مورد آزار قرار میدهد و سختیها و مشکلات به زندگیاش وارد میشود.
هوش مصنوعی: در ماه آذر، درخشش شمشیر سپاه شاه، در برابر آتش برجسته و چشمنواز قرار گرفت و آنان را به دقت تحتنظر قرار دادند.
هوش مصنوعی: این فرد نیازی به لشکر و سپاه ندارد، اما به خاطر بزرگان و شاهان، او را به عنوان فرمانروایی برای کشور معرفی میکنند.
هوش مصنوعی: خبر میدهند که وقتی او به میدان جنگ برود، لشکرش در شهرها و مناطق خزر قوی و موثر خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که بیژن و گیو به خاطر جنگ و دلیری خود مورد ستایش قرار میگیرند، بهخصوص وقتی که بیژن در مقابل یک گرگ با یک خنجر توانسته به پیروزی دست یابد. این تصویر نشاندهنده شجاعت و فخر است.
هوش مصنوعی: با یک تیر معجزهآسا، سپاه دشمن نابود شد، جایی که همیشه گراز غذای آن سپاه بود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که برندهی نبرد، کسی است که با شجاعت و درستی در برابر ظلم و فساد ایستاده است. او همچنین به این نکته تاکید میکند که در راه دین و حقیقت، هماهنگی و همجهتی وجود دارد که میتواند به پیروزی کمک کند. در واقع، این سخن یادآور اهمیت پایداری و اتحاد در مواجهه با چالشها و ناملایمات است.
هوش مصنوعی: نیروهای دشمن را به هم ریختند و تمامی زمینهایشان را به طور کامل ویران کردند.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن وضعیتی است که در آن، نیزههای دشمنان به جای اینکه فقط به عنوان اسلحهای برای حمله استفاده شوند، به شدت به بدن حریفان آسیب میزنند. به نوعی به این اشاره دارد که در این نبرد، آنچه باید آسیب دیده شود، وضعیت معکوس دارد؛ یعنی قلب و جان انسانها به جای اینکه تکهتکه شوند، دچار درد و رنجی شدید میشوند، در حالی که نیزهها و سنانها در جای دیگری از بدن قرار دارند. به طور کلی، این تصویر نشاندهنده شدت جنگ و درگیری و آسیبهایی است که به وجود میآید.
هوش مصنوعی: از آن سرزمینها چنان ثروت و نعمت به دست آوردند که انسان حتی قادر نیست تمام آن را بشنود یا ببیند.
هوش مصنوعی: کسی که مهارت و دانش لازم را ندارد، نمیتواند به درستی کارش را انجام دهد، و کسی که حساب کتاب را نمیداند، نمیتواند محاسبات لازم را انجام دهد.
هوش مصنوعی: دشمن در آغاز آذر به دنبال انتقام از شاه بود و کینهای که از او داشت، باز هم در همان زمان به وجود آمد.
هوش مصنوعی: این عبارت به مفهوم این اشاره دارد که معشوق یا محبوب حقیقی در دنیا وجود ندارد و هیچ کس را نمیتوان به عنوان همتای خود یافت. در واقع، تنها محبت و عشق الهی که فراتر از همه موجودات است، میتواند همسر حقیقی باشد.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که همیشه شایسته است که من مقام و اعتبار خاصی داشته باشم، زیرا من از نسل شاهان و بزرگانی هستم که مانند افسران، در جایگاههای مهم قرار داشتهاند.
هوش مصنوعی: خداوند با بخششهای خود به شاهان و سلاطین به گونهای هدیه میدهد که مانند یک تاج بر سر آنها میگذارند.
هوش مصنوعی: آفرین بر تو که سرزمینها را فتح میکنی و دشمنان را به بند میکشی! خوشا بر تو که پیروز و بختیار و نیکنهاد هستی!
هوش مصنوعی: از پیروزیای که به دست آوردی، نشانی بر این هنر که جستجو کردی، دیگر خبری نیست.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر پادشاه بزرگ خدمتگزار تو باشد. عجیب نیست اگر امپراطور در مقابل تو تواضع کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی اصول و آداب را زیر پا بگذارد و به آن توجه نکند، ممکن است به راحتی از راه صحیح منحرف شود و دچار مشکلاتی گردد.
هوش مصنوعی: اگر فردی به دنبال جلب رضایت تو نباشد، به زودی مجازات میشود و اگر رضایت تو را نطلبد، بار دیگر نیز punished خواهد شد.
هوش مصنوعی: آیا به خاطر تو نام سپاه اسلام افزایش یافته یا به خاطر تو سپاه کافر شکست خورده است؟
هوش مصنوعی: شمشیر تو نشاندهندهی مرگ است و ارتش دشمن نمادی از آرزوهاست. ارتش تو به اندازهی سرنوشت قوی است و دیوار دشمن نمایانگر احتیاطها.
هوش مصنوعی: آیا به خاطر بخشش تو دلهای آزرده آرامش یافتهاند یا اینکه خونی که بر اثر شرم بر زمین ریخته شده بیهوده بوده است؟
هوش مصنوعی: کسی از شدت تاثیر و زیبایی تو غرق میشود، و کسی دیگر به خاطر نعمتها و بخششهای تو به اوج و بلندی میرسد.
هوش مصنوعی: من به تو میگفتم که جدا از شعرهای دیگر، دقت کن که همه چیز به ضرر تو خواهد شد و تو به کل مغلوب خواهی گشت.
هوش مصنوعی: هرچه که من گفتم، در گذر زمان آشکار خواهد شد و در این سفر آغازین، نشانهها خودشان را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: هر کسی که سخنان من را شنیده، آن را خوب و خوش یمن میداند، تو هم باید سخنان من را به فال نیک بگیری.
هوش مصنوعی: همیشه خدمتگزار تو بودم و در برابر زیباییهایت ناز میکردم. اگر زمانه هم روزی بخواهد به تو خدمت کند، من هم در خدمت تو هستم.
هوش مصنوعی: همیشه دل من به دنبال محبت توست، هرچند که تو در آنجا نیستی. و همواره زبان من به شکرگذاری تو مشغول است، هرچند که تو در اینجا حضور داری.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان هزاران نکته از خوبیها و فضیلتهای تو را بیان کرد، حتی اگر کسی دوصد دفتر را هم به ستایش تو اختصاص دهد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا چیز نیکویی وجود نداشته باشد، نمیتوان گفت که چه چیزی بد است؛ زیرا در غیاب خوبیها، بدیها خود را نشان نمیدهند.
هوش مصنوعی: اگر به راهنمایی نیکوکارانه عمل کنی، مانند طلایی در دستان تو خواهد درخشید، ولی اگر به حسادت تن دهی، نتیجهاش مانند زهر خواهد بود و هیچگاه شیرینی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: هزاران شهر را تصرف کن و هزاران تاج را پخش کن، هزاران شیر را اسیر کن و هزاران صف از سربازان را در برابر دروازه برپا کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چگونه برخورم از وصل آن بت دلبر
که سوخت آتش هجرش دل مرا در بر
طمع کند که ز معشوق برخورد عاشق
بدین جهان نبود کار ازین مخالفتر
از آنکه عاشق نبود کسی که دل ندهد
[...]
فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر
فسانهٔ کهن و کارنامهٔ به دروغ
به کار ناید رو در دروغ رنج مبر
حدیثِ آنکه سکندر کجا رسید و چه کرد
[...]
بنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر
ز روی سبزه بر آورد شاخ نرگس سر
خزان جهان را عهد ار چه کرده بود کهن
بهار عهد جهان باز تازه کرد ز سر
هوا نشاند ببرگ شکوفه در، یاقوت
[...]
پلی شناس جهانرا و نو رسیده براو
مکن عمارت و بگذار و خوش ازو بگذر
کرا شنیدی و دیدی که مرگ دادامان
ز خاص و عام و بدو نیک و از صغیر و کبر
اگر هزار بمانی و گر هزار هزار
[...]
بفال سعد و خجسته زمان و نیک اختر
نشسته بودم یک شب بباغ وقت سحر
ز باختر شده پیدا سر طلایۀ روز
کشیده لشکر شب جوق جوق زس خاور
فلک چو بیضۀ عنبر نمود و انجم او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.