لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قاسم انوار

بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست

صفات عشق تو گفتن نشانه کرمست

مرو بپیش، که ترسم که باز گردانند

که علت حدثان نفی معنی قدمست

بدان که: جان تهی همچو جسم بی جانست

نخواهمش بکف آرم، اگرچه جام جمست

رقیب خواست که آزار من کند ز حسد

حبیب گفت: مرنجان، که آهوی حرمست

ندای دوست بجانها نمیرسد دایم

ندای او نشنیدن نشانه صممست

میان صومعه دیدیم طاعتست و نماز

بکوی عشق رسیدیم عاشقان همه مست

شراب عشق بمی خوارگان مجلس ده

حدیث زاهد خودبین مگو، که کم ز کمست

رقیب واقعه عشق را نمی داند

بپیش مردم عارف رقیب کالعدمست

قلم برندی قاسم زدند روز ازل

همه حکایت دل مقتضای آن رقمست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
وطواط

فدای بلخ دل من،که روضهٔ ارمست

حریم او بامان همچو بیضهٔ حرمست

همه سعادت بلخ و همه سلامت او

که بیضهٔ حرمست و چو روضهٔ ارمست

نه بحر و چرخ و لیکن چو بحر و چرخ مقیم

[...]

خواجوی کرمانی

ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست

دو زلف افعی صحاک و چهره جام جمست

بتیرگی شده آشفته تر حقیقت شرع

سواد زلف تو گوئی که رای بوالحکمست

ز دور چرخ شبی این سؤال می کردم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
قاسم انوار

غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست

بنام گفتمش: این غم ولی نه غم، نعمست

زد رد درد تو مستیم و فاش میگوییم

که: پیش جرعه رندان چه جای جمست؟

رقم برندی ما زد قلم بروز ازل

[...]

بابافغانی

خرام سر و تو جان را حیات دمبدمست

نهال قد ترا آب خضر در قدمست

خوشم بنقش جمالت که در صحیفه ی حسن

مراد از قلم آفرینش این رقمست

بغیر آن رخ چون گل که تا ابد باقیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بابافغانی
هلالی جغتایی

مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست

هزار محنت و با محنتی هزار غمست

اگر چه با من مسکین بسی جفا کردی

زیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست

تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه