بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
صفات عشق تو گفتن نشانه کرمست
مرو بپیش، که ترسم که باز گردانند
که علت حدثان نفی معنی قدمست
بدان که: جان تهی همچو جسم بی جانست
نخواهمش بکف آرم، اگرچه جام جمست
رقیب خواست که آزار من کند ز حسد
حبیب گفت: مرنجان، که آهوی حرمست
ندای دوست بجانها نمیرسد دایم
ندای او نشنیدن نشانه صممست
میان صومعه دیدیم طاعتست و نماز
بکوی عشق رسیدیم عاشقان همه مست
شراب عشق بمی خوارگان مجلس ده
حدیث زاهد خودبین مگو، که کم ز کمست
رقیب واقعه عشق را نمی داند
بپیش مردم عارف رقیب کالعدمست
قلم برندی قاسم زدند روز ازل
همه حکایت دل مقتضای آن رقمست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و ویژگیهای آن است. شاعر بیان میکند که عشق، شاه و محترم است و توضیح دربارهی آن نشانهی بزرگواری است. او به دوری از عشق هشدار میدهد و میگوید که کسی که در پی آزار اوست، باید بداند که عشق حقیقی همواره حامیاش است. همچنین، اشاره میکند که ندا و صدای معشوق هرگز به همه نمیرسد و این نشانهای از عدم درک آن است. در نهایت، شاعر به عشق به عنوان شرابی در مجلس اهل دل اشاره میکند و میگوید که رقیب درک درستی از عشق ندارد و در برابر عارفان هیچ است. در انتها، قلم ازلی سرنوشت دل را رقم زده است.
هوش مصنوعی: عشق در هر جایی که حضور داشته باشد، مثل یک پادشاه محترم است و ویژگیهای عشق تو، نشانهای از بزرگواری و مهربانی است.
هوش مصنوعی: نرو جلو، چون میترسم که برگردی، زیرا دلیل وقوع حوادث، نفی اصل و معنای جاودانگی است.
هوش مصنوعی: بدان که روح خالی مانند جسمی بیروح است. من آن را در دست نخواهم گرفت، حتی اگر به اندازهی جام جم باارزش باشد.
هوش مصنوعی: رقیب تلاش کرد که به من آسیب برساند چون نسبت به عشق محبوب حسادت میورزد، اما او را نهی کرد و گفت: نگران نباش، چرا که او مانند آهویی در حرم است.
هوش مصنوعی: صدای دوست به دلها نمیرسد، چرا که اگر کسی همیشه صدای او را نشنود، نشاندهندهی عدم توجه و ارادهاش است.
هوش مصنوعی: در میان صومعه، میتوان عبادت و نماز را دید، اما زمانی که به کوی عشق رسیدیم، همه عاشقان در حال مستی به سر میبردند.
هوش مصنوعی: شراب عشق را به میخواران مجلس بچشان و از داستان زاهد خودپسند چیزی نگو، چرا که سخن او در حد و اندازهای کمتر از آنچه باید باشد، است.
هوش مصنوعی: رقیب به حقیقت عشق آگاهی ندارد و در نزد مردم، عارف و صاحبنظر هم او را بیاهمیت و بیارزش میدانند.
هوش مصنوعی: قلمی که قاسم به کار برد، در آغاز روز ازل همه چیز را نوشت. این نوشتهها داستان دل را بازگو میکند و وضعیت آن مطابق با چیزی است که در آن ثبت شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فدای بلخ دل من،که روضهٔ ارمست
حریم او بامان همچو بیضهٔ حرمست
همه سعادت بلخ و همه سلامت او
که بیضهٔ حرمست و چو روضهٔ ارمست
نه بحر و چرخ و لیکن چو بحر و چرخ مقیم
[...]
ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
دو زلف افعی صحاک و چهره جام جمست
بتیرگی شده آشفته تر حقیقت شرع
سواد زلف تو گوئی که رای بوالحکمست
ز دور چرخ شبی این سؤال می کردم
[...]
غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
بنام گفتمش: این غم ولی نه غم، نعمست
زد رد درد تو مستیم و فاش میگوییم
که: پیش جرعه رندان چه جای جمست؟
رقم برندی ما زد قلم بروز ازل
[...]
خرام سر و تو جان را حیات دمبدمست
نهال قد ترا آب خضر در قدمست
خوشم بنقش جمالت که در صحیفه ی حسن
مراد از قلم آفرینش این رقمست
بغیر آن رخ چون گل که تا ابد باقیست
[...]
مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
هزار محنت و با محنتی هزار غمست
اگر چه با من مسکین بسی جفا کردی
زیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست
تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.