گنجور

 
نظام قاری

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع «(به نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق)» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها «ق» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
س
ش
ق
م
ن
ی

شماره ۱: قاری بقد خیالت این جامه نو - در البسه انصاف چه چست است و چه زیبا

شماره ۲: میان شده و معجر خصومتی افتاد - چنانکه پوشی و دستار را مقالات است

شماره ۳: شرب گوشو قرین بشال درشت - (که همان لعبت نگارینست)

شماره ۴: در مدحت بخیه سقرلاط - (لاف از سخنی چو در توان زد

شماره ۵: دو قماشند صوف و موئینه - (یکی آرام جان یکی دلبند)

شماره ۶: فارغی ای جیب اطلس کز برت کیف عبیر - ناکه انگیز دغباری چون زمیدان گرد کرد

شماره ۷: چنین که دختر فکرم جهیز معنی یافت - سزد که حجله رخت از برای او باشد

شماره ۸: در مزاد رخت دلالان منادی میرنند - بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید

شماره ۹: گذشت موسم سرما و پوستین و نمد - فکندم از خود و در بر دگر کتان آمد

شماره ۱۰: گتاب البسه یکجا بنظم البسه ام - یکی خرید ولی قیمتم هنوز نداد

شماره ۱۱: کتانی دگر پوش هر سال نو - (زنی نوکن ایدوست هر نو بهار)

شماره ۱۲: زیاری طمع داشتم ارمکی - بسوغات خاصی رسید از سفر

شماره ۱۳: در جهان هر خلعتی زیبنده شخصی را بود - پوستینی کی برازد آسیائی راز آس

شماره ۱۴: تو صوف و پوستین داری زمستان - چه غم داری زعریان بلاکش

شماره ۱۵: گرچه سلطانست در جمع رخوت - جامه قلبست چون شد دامنش

شماره ۱۶: به فکر اطعمه و البسه من و بسحاق - (به نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق)

شماره ۱۷: با چکمه حنین تواضع نموده گفت - (دوریم گر به تن ز حضورت مقصریم)

شماره ۱۸: شنیده‌ام که به دستار گیوه می‌گفت - (تو آفتاب بلندی و من چنین پستم)

شماره ۱۹: ای شاهد سمنبر والا شب زفاف - (از در در آمدی و من از خود به در شدم)

شماره ۲۰: زنا که وصله کرباس زردک - فتاد از یقچه رختی بدستم

شماره ۲۱: ترجیح شعر اطعمه بر البسه نهند - مشتی حریص کسنه کاسه کجا برم

شماره ۲۲: درهم کشم چوچین قباروی از ملال - کر خاصک آورد که کند پوشش تنم

شماره ۲۳: قدک صوف از سجیف خوش نگردد - تو صندل باف خود ضایع مگردان

شماره ۲۴: گرفتم جبه در بر بصدرنج - نشستم بر سر آتش زمستان

شماره ۲۵: مرا محبتت ای رخت تو بعیدی هست - (اگر تو میل محبت کنی و گر نکنی)

شماره ۲۶: با کمان حلاج گفت کتو - (همه کوشیم تا چه فرمائی)

شماره ۲۷: از رخوتم عاریت کردی طلب - (چون برم از پیش یاری آمدی)

شماره ۲۸: میلک و میخک و کرباس و قدک در کارند - (تا تو رختی ببر آری و بغفلت ندری)

شماره ۲۹: غرض زین طرز تشریف قبولیست - که پوشاند بما اهل صفائی