در آن روزی که خوبان آفریدند
ترا بر جمله سلطان آفریدند
در جواب او
چو دیبای زر افشان آفریدند
درش گوی گریبان آفریدند
بسان غنچه دروی دگمه بنمود
چو کمخای گلستان آفریدند
زجیب اطلس گردون قواره
فتا دو مهر رخشان آفریدند
چو والا شاهد از خان اتابک
که دید ایخواجه تا خان آفریدند
بزشم و پنبه را کردند پیدا
جل خر بهر پالان آفریدند
برای بالش زینها قطیفه
پس آنگاهی زمستان آفریدند
دری میخواست بهر خانه رخت
در از بهرش گریبان آفریدند
چو مشتق بودی ای اطلس زسلطان
چرا بر رخت سلطان آفریدند
تن قاری بدو پیوند کردند
چو تار و پود کتان آفریدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره آفرینش زیباییها و فخر و عظمت محبوبی از طرف خداوند است. شاعر به توصیف معشوق میپردازد که همچون دیبای زرین آفریده شده و به زیباییهای طبیعی مثل گل و غنچه تشبیه میشود. او اشاره میکند که معشوق در مقام و منزلت از دیگران بالاتر است و زیباییاش همچون آتش درخشانی است که در دلها روشنایی میبخشد. به طور کلی، این شعر ستایشی از جمال و عظمت معشوق میباشد و جلوههای مختلف زیبایی را در آن بازتاب میدهد.
هوش مصنوعی: در روزی که انسانهای نیک و خوب را خلق کردند، تو را به عنوان بهترین و بزرگترین آنها آفریدند.
هوش مصنوعی: وقتی که دیبای طلایی و درخشان را با هنر و دقت بافتند، در نتیجهاش زیور و گویهایی زیبا برای گردنآویز نیز ساخته شد.
هوش مصنوعی: چون غنچهای که دروی دگمه را نشان میدهد، در دل خود زیبایی و طراوت گلستان را خلق کرده است.
هوش مصنوعی: از پارچهای نرم و زیبا در آسمان، دو چهره دلفریب و درخشان خلق کردند.
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوقه عالیمقام از خانهی اتابک را مشاهده کرد، ای خواجه تا زمانی که خان و سرداری به وجود آوردند.
هوش مصنوعی: گوسفند را پیدا کردند و پنبه را هم در کنار او گذاشتند تا برای زین کردن و پوشاندن بر روی الاغ استفاده کنند.
هوش مصنوعی: برای اینکه برای بالشها از این پارچهها استفاده کنند، در نهایت زمستان را خلق کردند.
هوش مصنوعی: مردم برای خانهی خود دری میخواستند و به همین خاطر گریبان لباس خود را دوختند.
هوش مصنوعی: چرا که تو از سلطنت سود میبری، بر چهرهات نشانههایی از قدرت پادشاهی دیده میشود؟
هوش مصنوعی: قاری را به دقت و هنر با هم ترکیب کردند، مانند هم بافتن تار و پود کتان که یکپارچگی و زیبایی خاصی به آن میبخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا، جسمت از جان آفریدند
ز کفر زلفت ایمان آفریدند
جمال یوسف مصری شنیدی؟
تو را خوبی دو چندان آفریدند
ز باغ عارضت یک گل بچیدند
[...]
در آن روزی که خوبان آفریدند
تو را بر جمله سلطان آفریدند
تو را دادند توقیع سعادت
پس آنگه روح انسان آفریدند
ملاحت در تو یکسر جمع کردند
[...]
ز قدت سرو بستان آفریدند
ز رویت ماه تابان آفریدند
ز حسن روی تو تابی عیان شد
از آن خورشید رخشان آفریدند
ترا سلطانی کَونین دادن
[...]
ز رویت ماه تابان آفریدند
دلمرا چرخ گردان آفریدند
چو لعلت از تبسم نکته ای گفت
از آن لب جوهرجان آفریدند
ز خاک کوی او گردی چو برخاست
[...]
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم به سامان آفریدند
نه دستم از گریبان واگرفتند
نه در دستم گریبان آفریدند
نه دردم را طبیبان چاره کردند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.