باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
کی نماید تربیت جایی که استعداد نیست
گر خط دور لبت را بر زبان آرم مرنج
نقش شیرین را ضرر از تیشه فرهاد نیست
ساغر خونابه دل بسته ره بر ناله ام
مست بزم حیرتت را رخصت فریاد نیست
کی شود واقف ز ادراک عذاب آخرت
آنکه در دنیا به بیداد بتان معتاد نیست
زاهدان را نیست منع عشق اندک محنتی
هیچ کس از محنت قید جهان آزاد نیست
رغبت نزهتگه میخانه از زاهد مجو
جغد را در طبع میل منزل آباد نیست
کرده ای تدبیر ترکِ مِی ، فضولی فکر کن
گر ز عقل است این ، بنایِ عقل را بنیاد نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نکات عمیقی از عشق، زیبایی، و محدودیتهای انسانی میپردازد. شاعر اشاره میکند که زیباییهای طبیعی و استعدادهای انسانی نیاز به توجه و پرورش دارند و بیتوجهی به آنها باعث از بین رفتن قابلیتها میشود. همچنین، او به تضاد زاهدان و عاشقان میپردازد، نشان میدهد که خاموشی و دوری از لذتهای دنیا به معنای آزادی نیست. شاعر همچنین به عدم درک واقعی عذابهای اخروی توسط کسانی که به لذتهای دنیا وابستهاند، اشاره میکند. در نهایت، او به نحوهی تفکر درباره عشق و میپردازد و میگوید نباید در ترک مینوشی و عشق، افراط کرد، زیرا عقل واقعی نمیتواند بر پایههای غیرعقلانی بنا شود.
هوش مصنوعی: باغبان نمیتواند به درختی که شرایط لازم برای رشد را ندارد، رسیدگی کند و زیبایی آن سرو را به شمشاد منتقل کند. اگر استعداد و شرایط لازم برای رشد وجود نداشته باشد، تربیت و پرورش گیاه نیز بیفایده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از زبانم خط زیبای لبهای تو را بگویم، نگران نباش؛ چون زیبایی و شیرینی تو هیچ آسیبی از تیشه فرهاد نمیبیند.
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده از حالت درد و اندوه خود صحبت میکند. او با حسرت و غم دل به شراب وابسته است و نمیتواند آزادانه نالۀ خود را بیان کند. جشن و شگفتی معشوق به قدری او را تحت تأثیر قرار داده که احساس میکند نمیتواند فریاد بزند و تنها در سکوت به ناز و نوازش آن محیط دلانگیز فکر میکند.
هوش مصنوعی: کسی که در دنیا به ظلم و ستم و بندگی بتها عادت ندارد، چگونه میتواند از عذاب آخرت آگاه شود؟
هوش مصنوعی: زاهدان در عشق دچار منع و محدودیت نیستند، اما هیچ کس نمیتواند از سختیها و گرفتاریهای دنیا بهطور کامل رهایی یابد.
هوش مصنوعی: به دنبال زیباییهای میخانه نباش، زیرا زاهدی که تنها به پرهیزکاری مشغول است، مانند جغدی است که در دلش تمایلی به زندگی در باغ و کشتزارهای آباد ندارد.
هوش مصنوعی: تو نقشهای برای پرهیز از نوشیدن شراب کشیدهای، اما بیدقتی میکنی. اگر این کار از روی عقل باشد، باید بگویی که خود عقل اساس محکمی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کار عالم نیک دیدم هیچ بر بنیاد نیست
بر دل خاصان ز عالم جز غم و بیداد نیست
داده ام انصاف و شد معلوم من کاندر جهان
هیچ کس را خاطری از بند غم آزاد نیست
من که از من عالمی شادند چون می بنگرم
[...]
ناله یادت میدهد کز بیدلانت یاد نیست
لیک او باد است و از وی حاصلی جز باد نیست
در رهت از ناتوانی آب چشمم میبرد
دیگرم جز اشک گلگون هیچ استعداد نیست
ز آتش عشق تو سوزد خلوت دل هر زمان
[...]
عید شد یک دل نمی بینم که اکنون شاد نیست
جز دل خود کین زمان هم از غمت آزاد نیست
کی توانم بهر عیدی با تو گستاخی نمود
چون مرا پیش تو یارای مبارکباد نیست
چون کنم قصد سخن نام تو آید بر زبان
[...]
آه ازین گردون دون کزوی کسی دلشاد نیست
داد کز بیدادِ او ، هرگز دلی آزاد نیست
سر و نازی گر بر آردهم خود از بیخش کند
هیچ کار چرخ بی بنیاد بر بنیاد نیست
بسکه از مرگ جوانان خانه ویران میکند
[...]
صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
جز عصای آبنوس و شانه ی شمشاد نیست
بی نفس ارباب معنی زندگانی می کنند
لیک یک مو بر تن ای جمع بی فریاد نیست
وصف جنت کم کن ای رضوان که در بستان عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.