گنجور

بخش ۱۱ - در داستان ابومنصور

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
 

بدین نامه چون دست کردم دراز

یکی مهتری بود گردنفراز

جوان بود و از گوهر پهلوان

خردمند و بیدار و روشن روان

خداوند رای و خداوند شرم

سخن گفتن خوب و آوای نرم

مرا گفت کز من چه باید همی

که جانت سخن برگراید همی

به چیزی که باشد مرا دسترس

بکوشم نیازت نیارم به کس

همی داشتم چون یکی تازه سیب

که از باد نامد به من بر نهیب

به کیوان رسیدم ز خاک نژند

از آن نیکدل نامدار ارجمند

به چشمش همان خاک و هم سیم و زر

کریمی بدو یافته زیب و فر

سراسر جهان پیش او خوار بود

جوانمرد بود و وفادار بود

چنان نامور گم شد از انجمن

چو در باغ سرو سهی از چمن

نه زو زنده بینم نه مرده نشان

به دست نهنگان مردم کشان

دریغ آن کمربند و آن گردگاه

دریغ آن کیی برز و بالای شاه

گرفتار زو دل شده ناامید

نوان لرز لرزان به کردار بید

یکی پند آن شاه یاد آوریم

ز کژی روان سوی داد آوریم

مرا گفت کاین نامهٔ شهریار

گرت گفته آید به شاهان سپار

بدین نامه من دست بردم فراز

به نام شهنشاه گردنفراز

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ادروک نوشته:

سهی یعنی چشم گیر زیرا سهیستن به پهلوی به نظر امدن است و سرو سهیگ یا سهی یعنی سروی که در میانه باغ به بلندیش دیده می شود

👆☹

ناشناس نوشته:

بنگرید به این کتابها:
منم فردوسی شاه شاعران
دیباچه شاهنامه
ویرایش و گزارش امید عطایی فرد

👆☹

علی افشاری نوشته:

نکته مهم در این شعر ناپدید شدن ابومنصور حامی ومشوق فردوسی است.که با دسیسه عوامل سلطان محمود غزنوی سر به نیست شد.وباعث تاسف شدید فردوسی شد.

👆☹

علی نوشته:

ارجمندان فرهیخته
شرح این ابیات چیست؟
مرا گفت کز من چه باید همی
که جانت سخن برگراید همی
به چیزی که باشد مرا دسترس
بکوشم نیازت نیارم به کس
همی داشتم چون یکی تازه سیب
که از باد نامد به من بر نهیب
به کیوان رسیدم ز خاک نژند
از آن نیکدل نامدار ارجمند

آیا ابو منصور به فردوسی پیشنهاد یاری در تدوین شاهنامه می‌دهد؟ تامین مالی؟
بیت ماقبل آخر به چه معناست؟
دیگر انکه منبع علی آقا در سربه نیست شدن ابو منصور به امر محمود غزنوی کجاست؟
درباره ابو منصور چه میدانیم؟
با سپاس

👆☹

ناباور ɹɐʌɐqɐu نوشته:

گرامی علی
مرا گفت کز من چه باید همی
که جانت سخن برگراید همی
گفت چه خدمتی از عهده ی من بر می اید که تو خود خداوند سخنی و کلام از بنِ جان تو بر میاید

به چیزی که باشد مرا دسترس
بکوشم نیازت نیارم به کس
هر چه دارم در اختیار تو می گذارم و سعی می کنم تا به کسی نیازمند نشوی

همی داشتم چون یکی تازه سیب

که از باد نامد به من بر نهیب
مرا چون سیبی تازه بر شاخه ی لطفش استوار نگاه داشت که از اسیب در امان باشم

به کیوان رسیدم ز خاک نژند

از آن نیکدل نامدار ارجمند
از مهر آن بزرگوار ازفرش به عرش رسیدم
ابو منصور مشوق حکیم است او را در ویکی پدیا جستجو کن

👆☹

شکرستان