گنجور

 
فیاض لاهیجی
 

شمارهٔ ۱ - ماده تاریخ در انتساب وزیر: شکر لله که به فرمان شهنشاه جهان - آنکه بی‌مُهرِ رضایش نبرد حکم قضا

شمارهٔ ۲ - در تعریف از هند: حبّذا هند کعبة حاجات - خاصه یاران عافیت‌جو را

شمارهٔ ۳ - ماده تاریخ سیل قم: داد از دست سیل حادثه، داد - که ازو شد گُل بلا سیراب

شمارهٔ ۴ - خطاب به قاضی سعید قمی: ای جوهری که درته این هشت نُه بساط - چشم خرد ندیده چو تو یک در خوشاب

شمارهٔ ۵ - جواب فیاض به میرزا محمد سعید: ای آنکه در کف تو ورق چون رخ نگار - بی‌خامه می‌زند رقم نقش خط بر آب

شمارهٔ ۶ - شاید خطاب به میرزا حبیب‌الله صدر باشد: صدر جهان و عالم جان و سپهر فضل - ای آنکه آسمانت به جان چاکری کند

شمارهٔ ۷ - در مدح وزیر میرزا رفیع صدر یا میرزا حبیب صدر: ای ارسطوشان که هستی از بس استعدادِ ذات - اهل دانش جمله را سلطان و سلطان را وزیر

شمارهٔ ۸ - عشق روحانی: ای برادر با تو گویم شرح عشق و عاشقی - تا نپنداری که این کار مزیح است و فسوس

شمارهٔ ۹ - ماده تاریخ وزارت میرزا حبیب‌الله صدر: شه دین میرزا حبیب‌الله - صدر کل گشت و هست در خور آن

شمارهٔ ۱۰ - خطاب به دوستی: هان ای صبا که باخبری از نیاز ما - یک صبحدم به گلشن آن کو خرام کن

شمارهٔ ۱۱ - خطاب به دوستی که بی‌وفاست: ای نازنین که نازش من بر تو باد و بس - بیگانة غم تو مباد آشنای من

شمارهٔ ۱۲ - شاید خطاب به قاضی سعید باشد: ای آنکه هر دم از نگه دلنواز خویش - جان دگر به قالب حسرت روان کنی

شمارهٔ ۱۳ - مدح وزیر میرزا طالب‌خان: آصف جم قدر میرزا طالب‌خان - آنکه ندیده خرد وزیر چنینی