حال خود را خراب میبینم
مرغ دل را کباب میبینم
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب میبینم
مردمیهای چشم او بگذشت
دگر آنها به خواب میبینم
بسکه سرگشتهام به یاد رخت
ذرّه را آفتاب میبینم
هر سؤالی که داشتم فیّاض
از لب او جواب میبینم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
حال خود را خراب میبینم
مرغ دل را کباب میبینم
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب میبینم
مردمیهای چشم او بگذشت
دگر آنها به خواب میبینم
بسکه سرگشتهام به یاد رخت
ذرّه را آفتاب میبینم
هر سؤالی که داشتم فیّاض
از لب او جواب میبینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوقهاش اشاره میکند. او میخواهد زیبایی و جذابیت معشوقهاش را تحسین کند و بیان میدارد که هر بار او را میبیند، به حیرت و شگفتی میافتد. این احساسات متناقض از شادی و غم در وجود او تداخل دارند؛ او میخندد ولی در دل غم دار، و گریهاش به خاطر زیبایی معشوقهاش بیشتر میشود. شاعر حس میکند که با هر لبخند و هر نگاه معشوقهاش، اشکهایش بیشتر و حیرتهایش فزونی مییابد. این عشق باعث میشود که او به شدت در گیرودار احساسات خود باشد و در نهایت به دنبال جلب توجه و محبت معشوقهاش باشد، در حالی که خود را در حال و هوای شگفتانگیز عشق و زیبایی او میبیند.
هوش مصنوعی: حالم خوب نیست و احساس میکنم که دل پر از درد و ناراحتی دارم.
هوش مصنوعی: تا لحظهای که خطر تیغ او را احساس کردهام، دریاها را مانند سرابی میبینم.
هوش مصنوعی: چشمان او باعث شد که من دیگر به خواب هم آن مردم را نمیبینم.
هوش مصنوعی: به خاطر یاد تو، حتی نور کوچک یک ذره را هم مانند آفتاب میبینم.
هوش مصنوعی: هر پرسشی که برایم پیش میآید، با کلام او به پاسخ میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این تویی تا به خواب میبینم
یا به شب آفتاب میبینم
در دل خویشتن خیال لبت
نمکی بر کباب میبینم
یک شب از خویشتن مکن دورم
[...]
چشم مستت به خواب میبینم
لعبتی بینقاب میبینم
جام گیتینما گرفته به دست
خوش حبابی بر آب میبینم
نور چشمست و در نظر دارم
[...]
چشم مستش به خواب میبینم
کار تقوی خراب میبینم
دیده را از خیال لعل لبش
ساغر پر شراب میبینم
عکس رویش میان دیده مدام
[...]
شاهد بی نقاب میبینیم
بر مهش مشک ناب میبینم
عکس رخسار ساقی اندر جام
ماه در آفتاب میبینم
بر سر بحر عشق اکوان را
[...]
تا به زلف تو تاب میبینم
خویش را در طناب میبینم
دم به دم از هجوم لشکر عشق
ملک دل را خراب میبینم
بس که از تشنگی روانم سوخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.