خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
تو بر رخم خندان شوی من از غمت گریان شوم
آن قدّ رعنای ترا هر لحظه گردم گرد سر
و آن سرو بالای ترا هر دم بلاگردان شوم
تو خنده را بر رغم من در زیر لب پنهان کنی
من آشکارا گریم و در زیر لب خندان شوم
تو در حیا غلطان شوی از گریة بیجای من
وز خندة پنهان تو من در شکر پنهان شوم
از شرمِ روگردانِتو وز خندة پنهان تو
سر تا به پا خندان کنم پا تا به سر گریان شوم
چون چشم پوشانی ز من، چون روی گردانی ز من
دل آه را میدان دهد، من گریه را دامان شوم
چون درد دل گویم به تو! چون کام دل جویم ز تو!
نه من کنم فهمش نه تو، از بس که سرگردان شوم
اشک حیا حیران شود، آرایش مژگان شود
بر برگ گل غلتان شود در خاک و خون غلتان شوم
بر سرو میپوشی قبا، بر موی میبندی کمر
بر پسته میسازی سخن سهل است اگر حیران شوم
از لطف بنوازی مرا از غم بپردازی مرا
چندانکه میسازی مرا من بیشتر ویران شوم
از پیچ و تاب آن کمر پیچد دلم بر یکدگر
فیّاض نتوانم اگر کاین درد را درمان شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زیبایی میپردازد. او از زیبایی گل و سنبل صحبت میکند و میگوید که بوی گلهای معطر آرامش را از او گرفته است. شاعر احساس میکند که اگر صدای بلبل را بشنود، دچار حیرت و جنون خواهد شد. او به شدت تحت تأثیر عشق و زیبایی محبوبش قرار دارد و نمیتواند از شنیدن توصیفهای دیگران دربارهٔ او و زیباییاش، بیتوجه باشد. در نهایت، او از ظرفیت تحمّل خود نسبت به عشق میگوید و به زجر و تنهایی ناشی از این احساسات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوشایند است که چهرهات را ببینم و در زیباییات حیرت زده شوم. تو با لبخند به من نگاه کنی و من از اندوهی که دارم، اشک بریزم.
هوش مصنوعی: هر لحظه به دور تو میچرخم و زیباییات را تحسین میکنم، و همیشه آمادهام تا در کنار تو باشم و از زیباییات دفاع کنم.
هوش مصنوعی: تو در حالی که به ظاهر نمیخواهی بخندی و لبخندت را مخفی میکنی، من در دل غمگینم و اشکهایم سرازیر میشود. اما در عین حال، لبخند زیر لب دارم و سعی میکنم اندکی خوشحال به نظر بیایم.
هوش مصنوعی: تو به خاطر گریه بیدلیل من دچار خجالت میشوی و از خندهای که پنهان کردهای، من در دل خود شکرگزاری میکنم.
هوش مصنوعی: از خجالت اینکه تو به من پشت کردهای و از لبخند پنهانت، میخواهم که از سر تا پا بخندم، اما در واقع از پا تا سر گریهام میآید.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از من دور میشوی و مرا نادیده میگیری، دل من تحمل درد را پیدا میکند و من به گریه و زاری میافتم.
هوش مصنوعی: وقتی که از مشکلات و احساسات درونم برایت میگویم، یا وقتی که به دنبال خوشحالی و رضایت از تو هستم، نه من قادر به درک این احساسات میشوم و نه تو، به خاطر اینکه ذهنم به شدت گیج و پریشان است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر احساساتی عمیق و متضاد را بیان میکند. او از اشکهایی صحبت میکند که به خاطر حیا و شرم، حیران و مبهوت میشوند. مژگان یعنی مژهها، که به زیبایی و احساس مرتبطاند، و این مژهها در نگاه شاعر به شکلی زیبا بر روی گلها قرار میگیرند. در ادامه، شاعر به حالتی میرسد که در میان خاک و خون غلت میزند، که میتواند نمادی از رنج و درد باشد. به طور کلی، این بیت نمایانگر تضاد احساسات، زیبایی و غم در زندگی است.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که تو بر قامت خود لباسی زیبا میپوشی و برای موهایت کمری میبندی. همچنین، در حین اینکه در مورد پسته صحبت میکنی، اگر من به اشتباه باشم و گیج شوم، این موضوع چندان سخت نیست.
هوش مصنوعی: از محبت و مهربانیات به من لطف کن تا از درد و غمها رهایی پیدا کنم؛ هر چه بیشتر مرا بسازی و بهبود دهی، من به همان اندازه دچار ویرانی و خرابی میشوم.
هوش مصنوعی: دل من از ناز و غم آن معشوق به شدت مضطرب و نگران است و اگرچه میخواهم به آرامش برسم، اما نمیتوانم درمانی برای این درد بیابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.