هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم
فریاد که من طالع فریاد ندارم
تا بود دلم بستة زنجیر بلا بود
در عمر خود آسودگیی یاد ندارم
در طالع بزم فلک از نالة من نیست
یک شمع که در رهگذر باد ندارم
خوبان به گرفتاری من دام مسازید
من آهوش شوخم سر صیّاد ندارم
پروردة الطاف سبکروحی عشقم
شرمندگی سیلی استاد ندارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و تنهایی میپردازد. شاعر از سالها بیخانمانی در کوی بلا صحبت میکند و علیرغم داشتن گنجی در دل، آن را ویرانه میداند. او به ننگ سوختن در آتش عشق دیگران اشاره میکند و اشاره میکند که دیگر به افسانهها گوش نمیدهد. شاعر و یارانش در خرابات و در جستجوی عشق هستند و در عوض مال و ثروت، فقط دل دیوانهای دارند. به حسرت به لعل لب پیمانه و یاد دوست اشاره کرده و میگوید که در تمام این دردها، تنها آمالشان یاد حبیب است. در نهایت، او از فقدان امکانات و ابزار دستیابی به آرامش و خوشبختی در سفر آخرت خود صحبت کرده، و باز هم به زندگی رندانهاش اشاره میکند. غزل حسرت و فقدان را به زیبایی ابراز میکند.
هوش مصنوعی: من هیچ وقت از ناله و فریاد خود خوشحال نیستم، زیرا میدانم که سرنوشتم از این فریادها بیبهره است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم در پی مشکلات و مصائب بند باشد، در طول زندگیام هرگز آرامش را تجربه نکردم.
هوش مصنوعی: در آسمان زندگی من، ناله و درد من تأثیری ندارند؛ حتی یک شمع کوچک هم که بتواند روشنی بخشد، در باد و در مسیر مشکلات نمیتوانم داشته باشم.
هوش مصنوعی: ای خوبان، در مشکلات من دام نگذارید، من آهو هستم و دیگر نمیتوانم از چنگ صیاد فرار کنم.
هوش مصنوعی: عشق من تحت تأثیر مهربانیهای یک روح آرام و لطیف شکل گرفته است و من از این که نتوانستم در برابر استاد خود شرم و خجالت خود را پنهان کنم، پشیمانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
وارسته منم خاطر آزاد ندارم
در راه تو جان بر لب و سر بر کف دستم
شمع سحرم حاجت جلاد ندارم
ترسم نبرد راه نسیمی بچراغم
[...]
جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
می ده که سر صحبت زهّاد ندارم
بی تابی دامم نه ز اندوه اسیری ست
من تاب فراموشی صیّاد ندارم
از قید محبت نتوان یافت رهایی
[...]
چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
دلشاد از اینم که دل شاد ندارم
یاد آن شه چینی که دهد داد ندارم
اما چو تو بیداد گری یاد ندارم
آن روز کدام است که بی آن لب شیرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.