گنجور

 
فیاض لاهیجی

به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم

چه سان به سیر روم روی لاله‌زار ندارم

لب هوس چه گشایم به آب چشمة حیوان!

اجازت از دم شمشیر آبدار ندارم

رسید دست و گریبان، بهار و سبزه برآمد

خوشم که خاطر جمعی درین بهار ندارم

نفس ز ناله تهی گشت و دیده پر ز سرشکم

پیاده‌ای بدوانم اگر سوار ندارم

کجاست سایة سنگی، کجاست بوتة خاری

که من ز خونِ دل و دیده یادگار ندارم!

امید لطف و تمنّای رحم و چشم مروّت

به کی حسرتت ای بیوفا چه کار ندارم!

گرفت گرد سوار غمم جهان و چه حاصل

که کارْ دیده سواری درین غبار ندارم

نظر به هیچ ندارم، حذر ز هیچ نگیرم

چه اعتبار ازین به که اعتبار ندارم

شکار آهوی فرصت غنیمت است چه سازم

که من تهیّة انداز این شکار ندارم

به سر اگر گل دولت نزد رسایی بختم

همین بس است که در سینه خار خار ندارم

درین ستمکده فیّاض از چه خوش ننشینم

چه بی‌تعلقی‌یی من درین دیار ندارم؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فضولی

بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم

درین دیار چه مانم چو هیچ کار ندارم

مرا نمی شمرد آن مه از سکان در خود

برون روم چو درین شهر اعتبار ندارم

مصیبت است بغربت غم هجوم رقیبان

[...]

صائب تبریزی

به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم

ستاره سوخته ام چشم بر بهار ندارم

چو درد و داغ محبت درین قلمرو وحشت

بغیر گوشه دل هیچ جا قرار ندارم

گذشته است ز منصور پایه سخن من

[...]

جویای تبریزی

به شهربند تعلق دمی قرار ندارم

سر مصاحبت اهل این دیار ندارم

دماغ دیدن اغیار و جور یار ندارم

منم که با بد و نیک زمانه کار ندارم

مربی ام بود آب و هوای مملکت عشق

[...]

بیدل دهلوی

می‌ام به‌ ساغر اگر خشک شد خمار ندارم

خزان‌گمست به باغی‌که من بهار ندارم

هوس چه ریشه‌ کند در زمین شرم دمیدن

چو تخم اشک عرق واری آبیار ندارم

محبت از دل افسرده‌ام به پیش که نالد

[...]

سعیدا

اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم

ولی چو آینه در دل ز کس غبار ندارم

مرا که شهره به سرگشتگی شدم چه کنم

چو جام باده به گردیدن اختیار ندارم

اگرچه یک گل از این بوستان نچید دلم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعیدا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه