گنجور

 
فیاض لاهیجی

از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید

جان بر لب شده از بوی تو پس می‌آید

جذبة شوق چو آهنگ کشش ساز کند

شعله پروازکنان بر سرِ خس می‌آید

غیر اگر ز آتش دل سوخته باشد، که هنوز

از کباب دل او بوی هوس می‌آید

بلبل ار یک دو سه روزی به گلستان نرود

به طلبگاری او گل به قفس می‌آید

از تو فیّاض بود نظم تو بر صفحة دهر

یادگاری که به کار همه کس می‌آید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید

شعله طور ز دلسوزی خس می آید

ناکسی بین که سر از صحبت من می پیچد

سر زلفی که به دست همه کس می آید

ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند

[...]

سلیم تهرانی

کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید

مژدهٔ یوسفی از بانگ جرس می‌آید

طالع شهرت پروانه بلا شد در عشق

ورنه بی‌تابی او از همه‌کس می‌آید

چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخ

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه