دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
صد دل تهی شد و دل دیوانه پر نشد
چون شیشه سر به سجده نبردم که از غمش
سجّادهام ز اشک چو پیمانه پر نشد
عمریست تا فسانة غم گوش میکنم
گوش دلم هنوز ز افسانه پر نشد
داغ فراخ حوصلگیهای مشربم
صد خانقه تهی شد و خمخانه پر نشد
ناید به تنگ سینة فیّاض از غمت
از گنج هیچگه دل ویرانه پر نشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ دلتنگی و longing (آرزو و اشتیاق) عاشقانه است. شاعر بیان میکند که دلش در راه عشق خسته نشده و در این مسیر هیچگونه آرامشی در زندگیاش پیدا نکرده است. او به تلاطم احساسات خود اشاره میکند که حتی با لذتهای زودگذری چون میخوری نیز آرامش ناشی از آن وجود ندارد. شاعر همچنین از آرزوهای ناکام و فریبهای زندگی صحبت میکند و میگوید که همواره دچار حسرت و نقصان بوده است. در نهایت، او بیان میکند که در مواجهه با زیباییهای زندگی، چیزی جز حسرت در دلش افزوده نشده و همچنان در پی عشق و رضایت است.
هوش مصنوعی: دل انسان به خاطر درد و رنجی که از دوستان و دشمنانش میکشد، هیچ وقت پر نمیشود؛ در حالی که صدایی از دلهای خراب، کوشش میکنند اما همچنان دل دیوانه هیچ گاه به آرامش نمیرسد.
هوش مصنوعی: من به خاطر غمش سر به سجده نمیگذارم، زیرا سجادهام از اشکهایم پر شده و شبیه یک پیمانه پر است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از داستانهای غمانگیز میشنوم، اما هنوز دل من پر از این داستانها نشده است.
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از صبوری و شکیبایی من بسیار بزرگ است، تا جایی که همه خانقاهها خالی شدهاند، اما من هنوز نتوانستهام به آرامش و مذهب خود دست پیدا کنم.
هوش مصنوعی: دل ویران من هیچگاه از غم تو پر نخواهد شد، چون دل پُر و شادی از چشمهسار محبت تو نمیجوشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.