گنجور

 
فتحعلی‌شاه

ز گردش فلک واژگون کژ‌رفتار

نه وصل یار میسر شود نه صبر و قرار

شدم ز هجر تو رنجور هیچ کس نبود

که پرسد از من بیمار چونی ای بیمار

مراست کار شب و روز ناله و افغان

گهی ز جور سپهر و گهی ز دست نگار

ندیده یک نظر از دیده‌ام شدی غایب

خدا کند که به راهی ببینمت یکبار

شراب آن لب میگون نمود مدهوشم

چه مستی است که دیگر نمی‌شوم هشیار

دلا مراد تو از صبر می‌شود حاصل

به صبر کام توان ساخت حاصل از دلدار

ز من بریدی و الفت به غیر من بستی

مکن مکن که پشیمان شوی در آخر کار

وصال یار میسر نمی‌شود خاقان

مگر به صبر فراوان و گریه بسیار

 
 
گنجور رومیزی
رودکی

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار

به زلفْ کژ ولیکن به قد و قامت راست

به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار

دقیقی

مدیح تا به بر من رسید عریان بود

ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از دقیقی
عنصری

چنین نماید شمشیر خسروان آثار

چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار

به تیغ شاه نگر، نامهٔ گذشته مخوان

که راستگوی‌تر از نامه تیغ او بسیار

چو مرد بر هنر خویش ایمنی دارد

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

قوی کننده دین محمد مختار

یمین دولت محمود قاهر کفار

چو بازگشت به پیروزی از در قنوج

مظفر وظفر و فتح بر یمین و یسار

هنوز رایتش از گرد راه چون نسرین

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
عسجدی

فغان ز دست ستمهای گنبد دوار

فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار

چه اعتبار بر این اختران نامعلوم

چه اعتماد بر این روزگار ناهموار

جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه