تا کی ز هجرت من غمین وز شوق وصلت بیقرار
یا وعده وصلم بده از غم هجرم برآر
از بس که کشتی ای صنم در کوه و هامون عاشقان
گویی که کوه و دشت شد از کشتگانت لالهزار
بلبل نه تنها در چمن باشد ز عشقت در فغان
از خار خار عشق تو گل را بود در سینه خار
از چشم پرخواب تو شد بیخواب چشم مردمان
وز پیچ و تاب زلف تو خلقی پریشان روزگار
یا رب که گیرد زآن دو لب کامی دلی در نیمشب
خاقان که باشد در لقب از دوریت ای گلعذار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.