مرا به قهر نکشت و ز لطف میراند
به رغم دشمنم امروز دوست میخواند
چه لذت است خضر را ز چشمه حیوان
کسی که کشته تیغ تو گشت میداند
نه آدمی نه ملک هیچ کس شبیه تو نیست
که در مثال بگویم به یار میماند
سپهر مرتبهای تو که چرخ را شب و روز
به کام خویش چو توسن به راه میراند
تفاوتی نکند گر برند خاقان را
به دیر یا به حرم هر دو یار میخواند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.