ترک پریچهرهام مست و خرامان رسید
باز پی قتل من برزده دامان رسید
باز به یعقوب دل مژده وصلی رسید
کز طرف مصر جان یوسف کنعان رسید
ماه قصبپوش من از غم دوری تو
ناله و زاری من باز به کیوان رسید
بر سر بیمار خود آمد و بنشست و رفت
زآمدن و رفتنش عمر به پایان رسید
چون خبر مردنم گوشزد یار شد
مویه کنان آمد و طره پریشان رسید
عمر دگر باره یافت کشته هجران او
یار وفادار چون بر سر خاقان رسید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.