از قید توام چه باک صیاد
آزادان کاو به دامت افتاد
تو پادشهی به کشور حسن
پیش که برم ز دست تو داد
ما را همه دم به خاطری تو
یک بار مرا نمیکنی یاد
زاین سان که تو رو نمینمایی
هستی تو پری نه آدمیزاد
ای روی تو رشک لاله و گل
وی قد تو به ز سرو و شمشاد
قربان سرت هزار شیرین
حیران رخت هزار فرهاد
تا کی ندهی تو کام خاقان
تا چند کند فغان و فریاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.