برده گرو عارضت از یاسمن
ای بت شمشاد قد گلبدن
مدح تو کرده است چو در عدن
گفته خاقان بشنو ای حسن
دیده ز خوناب دلش آب ده
تازه نهالیست در این انجمن
تا به کمر تیغ جفا بستهای
کشته تیغ تو شده صد چو من
مدح تو زاین آیه کنم اقتباس
انبته الله نباتا حسن
صبر من و جور تو از حد گذشت
ای بت سنگین دل سیمین بدن
تا تو قد افراختی از انفعال
سرو فرو رفته به گل در چمن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق میپردازد و او را با تمثیلهایی از طبیعت همچون یاسمن و شمشاد مقایسه میکند. او از دلشکستگی و درد عاشقانه خود سخن میگوید و تأثیر جفاها و غم این عشق را بر خود و دیگران نشان میدهد. در عین حال، شاعر به ستایش معشوق و زیبایی او ادامه میدهد و زوال دیگر زیباییها را در کنار حضور او توصیف میکند. با این حال، ناتوانی در تحمل فاصله و جفا معشوق برای او به یک درد بیپایان تبدیل شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کشتیی بر آب و کشتیبانش باد
رفتن اندر وادیی یکسان نهاد
نه خله باید، نه باد انگیختن
نه ز کشتی بیم و نه ز آویختن
چرخ پنداری بخواهد شیفتن
زان همی پوشد لباس پر دَرَن
شاخ را بنگر چو پشت دل شده
برگ را بنگر چو روی ممتحن
ابر آشفته برآمد وز دمن
[...]
این دل و جان طبیعت سنج را
یک زمان از می طریقت سنج کن
دوستان را بند گردان از وفا
ورنه باری از جفا دشمن من
چون نکردی یک زبانی لاله وار
ده زبانی نیز چون سوسن مکن
بد خوئی با هیچ کس هرگز مکن
[...]
آب بنمایم ز وهم خویشتن
رازها دانم بسی زین بیش من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.