فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۱۲۱

برده گرو عارضت از یاسمن

ای بت شمشاد قد گلبدن

مدح تو کرده است چو در عدن

گفته خاقان بشنو ای حسن

دیده ز خوناب دلش آب ده

تازه نهالی‌ست در این انجمن

تا به کمر تیغ جفا بسته‌ای

کشته تیغ تو شده صد چو من

مدح تو زاین آیه کنم اقتباس

انبته الله نباتا حسن

صبر من و جور تو از حد گذشت

ای بت سنگین دل سیمین بدن

تا تو قد افراختی از انفعال

سرو فرو رفته به گل در چمن