چون که به زلف تو هست نافه چین چین به چین
شانه مزن زلف را باد مده مشک چین
چشم تو از یک نگه کرد مسخر جهان
ملک سلیمانیت هست به زیر نگین
در خط فرمان تو جمله شهان همچو من
گر پدر شیده است وز پسر آبتین
به ز تو جویم کجا تا به مثل گویمت
چشم فلک دیده است چون تو به روی زمین
رحم نداری به دل لطف نداری به یاد
کینه من تا به کی در دلت ای مهجبین
ای بت شکرشکن تا به کی و تا به چند
تلخ بود کام من زآن لب چون انگبین
دل ز چه رو میبرد جان به بهای وصال
هست زر قلب کی قیمت در ثمین
یا بنوازم ز لطف یا بکش از روی قهر
تا به کیم زهر هجر میدهی ای نازنین
چند کنی بیوفا بر دل خاقان جفا
شادیش از جور تو گشته به ماتم قرین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.