بکش به تیغ و نگه کن که خونبهای من است
رضا رضای تو باشد خدا گوای من است
هزار مرتبه هر روزم ار کشد گویم
به دست یار بنازم که این سزای من است
برو رقیب من از تیغ او نمیترسم
ز مرگ بیم ندارم که مدعای من است
سری که سود کله گوشه بر سپهر برین
شده است خاک و نگفتی که خاک پای من است
به دل که از کف صد کافرش رهانیدم
ز چشم مست تو ترسم که در قفای من است
من آن نیم که دهم دل به دست بوالهوسی
کسی که دشمن عالم شد آشنای من است
هزار شکر که خطش دمید و راحم شد
گرفت آینه زنگار و از دعای من است
خوشم به درد و مرا حاجتی به درمان نیست
که زخم خنجر مژگان او دوای من است
به پای گل چو رسی گوش کن ترانه عشق
ز عندلیب خوش الحان که هم نوای من است
پی نماز به مسجد دگر نخواهم رفت
مرید پیر مغانم که مقتدای من است
به رتبه خسرو عالم اگر چه خاقان است
چه میشود که بگویی که این گدای من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شراب خانه ی وحدت که انزوای من است
درو وساده ی تحقیق متّکای من است
کسی زمن نکند این سخن قبول ولی
ورای سدره اگر بشنوی سرای من است
فراز و شیب تعلق به معرفت دارد
[...]
ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
بخوان به لطف که دیباچه وفای من است
نفس رسیده به آخر، هوس نماند جز این
که بشنوم ز تو کاین مردان از برای من است
به جای دعای غمت می کنم که دیر زیاد
[...]
اگر چه غمزهٔ خونریز تو بلای من است
سرشک لعل و زر چهره خون بهای من است
مرا که از تو به صد تیغ بر نتابم روی
چه غم ز تیر ملامت که در قفای من است
مرا چو در نظرم سرکشی به جای تو نیست
[...]
جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است
همه عنایت و لطف است چون به جای من است
وفا که با همه کس می کنی نمی خواهم
من و جفای تو کان خاصه از برای من است
چو قدر دولت وصل تو را ندانستم
[...]
منم که تنگدلی باغ دلگشای من است
به دستم آبله جام جهاننمای من است
رسید همرهی بخت واژگون جایی
که هر که خاک رهم بود خار پای من است
به دستگیری افلاک احتیاجی نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.