چه شود جانب حسرت نگری
از سر مهرگشایی نظری
کور آن دیده که گردد نگران
با وجود تو به سوی دگری
شهد از لعل لبت میریزد
ای که از شیره جان خوبتری
دوستان تازه جوانی دیدم
دشمن جانی و نور بصری
مژده باد صبا جان بدهم
گر بیارد ز وصالت خبری
جان به راه تو به یک عشوه دهم
نیست در عشق جز اینم ثمری
وصف حسنت نتواند خاقان
وصف کرده است ولی مختصری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.