چمن چون بخت خسرو شاد و خرم
نشسته بر عذار لاله شبنم
ز بس باشد هوایش روحافزا
نمیگردد به پیرامون دل غم
دهد جان مرده صد ساله را باز
نسیمش چون دم عیسی مریم
شکسته رونق آب خضر را
کشد حسرت برای جرعهاش جم
در آب صاف آن روح است مضمر
به خاک پاک آن جان است مدغم
برید بحث میآید پیاپی
نوید وصل میآرد دمادم
تعالی الله از آن آب و گل پاک
دل صد چاک خاقان راست مرهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.