گرفتم تا خیالت را در آغوش
ز خویش و خویشتن کردم فراموش
چو ماهی در کمند شستت آیم
ز قلاب محبت حلقه در گوش
دل از من بردی و از من گذشتی
تو مست باده وز من میرود هوش
برای کودکی اول سبق گشت
ز خون دیده لوح سینه منقوش
به مژگان آب دادم من خدنگش
ز زخم ناوکش ای سینه مخروش
ز پیکان خدنگش آتشی جست
به دل افتاده و یک سینه زد جوش
قبای کیقبادی کرده خاقان
ز هجرت چاک ای ماه قصب پوش
ز هجرت رفته در کنجی نشسته
کشیده طیلسان چرخ بر دوش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.