از ناله لب حوصله بستن نتوانم
همچون مژه بی اشک نشستن نتوانم
این تار نفس بگسلم اکنون که توان هست
ترسم دگر از ضعف گسستن نتوانم
تو عهدشکن خواهی و من بس که ضعیفم
یک عهد به صد سال شکستن نتوانم
خار طلبم چون گل دل لالهمزاجم
بی داغ درین بادیه رستن نتوانم
از چهره دل گرد غم دوست فصیحی
صد شکر که دریایم و شستن نتوانم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناتوانی خود در کنار آمدن با درد و رنج سخن میگوید. او احساس میکند که نمیتواند از ناله و غم دوری کند و تنهایی و ضعفش را بیان میکند. همچنین اشاره میکند که نمیتواند از عشق شکستخوردهاش دل بکند و همواره در جستوجوی وصال است. شاعر با غم دوستش دست و پنجه نرم میکند و در نهایت، ابراز شکر میکند که با وجود این درد و رنج، هنوز زنده است و نمیتواند خود را پاک کند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بدون ابراز احساسات و ناله زندگی کنم، مثل این که نمیتوانم به حالتی بیاحساس و بدون اشک، تنها گذر زمان را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: این سخن اشاره به حالتی دارد که شخص میخواهد از زندگی یا مشکلاتش رهایی یابد، اما نگران است که در آینده دیگر ناتوانتر از آن باشد که بتواند به این کار بپردازد. او در حال حاضر احساس قدرت و توانایی میکند، ولی از افت احتمالی خود میترسد.
هوش مصنوعی: تو قصد شکستن عهد و پیمان داری و من از آنجا که ضعیف هستم، نمیتوانم حتی یک بار به راحتی پیمانی را که به مدت صد سال بستهام بشکنم.
هوش مصنوعی: من در پی خار هستم، در حالی که دل من مانند گل و لاله است. بدون اینکه داغ و درد بکشیم، نمیتوانم در این راه سخت پیش بروم.
هوش مصنوعی: از چهرهام غم دوست نمایان است و من به وضوح میتوانم آن را ببینم، اما هرچقدر هم که بخواهم، نمیتوانم این درد را از خود دور کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.