گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم

مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم

دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی

چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم

مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایب‌ها

که چندین سال من کشتی در این خشکی همی‌رانم

بیا ای جان تویی موسی وین قالب عصای تو

چو برگیری عصا گردم چو افکندیم ثعبانم

تویی عیسی و من مرغت تو مرغی ساختی از گل

چنانک دردمی در من چنان در اوج پرانم

منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر

چو او مسند دگر سازد ز درد هجر نالانم

خداوند خداوندان و صورت ساز بی‌صورت

چه صورت می کشی بر من تو دانی من نمی‌دانم

گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله

گهی میزان بی‌سنگم گهی هم سنگ و میزانم

زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من

گهی گرگم گهی میشم گهی خود شکل چوپانم

هیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماند

نه این ماند نه آن ماند بداند آن من آنم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر اندیشه قدیریان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۵ نوشته:

در مصراع اوّلِ بیت چهارم، باید «وین» به « و این» تبدیل شود تا سکته ی وزنی برطرف گردد.

 

هاتف در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۱ نوشته:

حضور همه جایی پیامبران در سراسر دیوان شمس موج میزند. و این غزل از همه پررنگتر است

 

ایلیاد در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۲ نوشته:

پیغامبر در این غزل منظور به موسی است

 

امیرحسین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۱ نوشته:

منظور از پیغامبر در این غزل پیامبر اسلام است و مراد از استون، ستون حنانه.
بیت ششم به داستان ناله ی ستون حنانه در مسجد النبی اشاره دارد، روایت است قبل از تکمیل ساختمان مسجد، پیامبر اکرم هنگام ایراد خطابه به ستونی که از تنه ی نخل ساخته شده بود تکیه میداد، زمانی که تصمیم گرفت بالای منبر سخنرانی کند، ستون حنانه شروع به نالیدن کرد. ابیات زیادی در شعر فارسی به این داستان تلمیح دارند، مانند بیت زیر از مولوی:
بنواخت نور مصطفی آن اُستُن حنانه را کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.