خداوندا ز حال خود که نیکو باد حال تو
نهام محتاج تقریری چو میدانم که میدانی
به خال گلرخان ماند مرا روز از سیهفامی
به زلف دلبران ماند مرا حال از پریشانی
چنین در پای هر خاری میفکن شهریاران را
که گر ارزان به دست آمد به خواری نیست ارزانی
چو امساک به معروفٌ نخواهی خواند آن بهتر
که تسریحٌ به احسان به گوش و دل فرو خوانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.