باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
داد پیامت بمن برد ز من صبر و هوش
دل ببر آمد بجوش ز آتش سودای تو
وز گذر دیدگان خون دلم شد بجوش
شمع رخت گر زند آتشم اندر جگر
همچو ز پروانه کس نشنود از من خروش
ناله کنان من ز تو پیش که خیزم بپای
ظلم چو شه میکند چون بنشینم خموش
هر چه تو گوئی بگوی کز لب شیرین تو
گر چه بود تلخ و تیز یابم از آن ذوق نوش
گر بسرایت رسم پست چو در گشته ام
معتکف آستان حلقه خدمت بگوش
از سر کویت سوی خلد برین نگذرم
ور بطلب آیدم از بر رضوان سروش
ایدل اگر بایدت مرتبه عاشقی
ز ابن یمین یک سخن از سردانش نیوش
خیز چو سودائیان بر سر بازار عشق
آنده دل میخر و شادی جان میفروش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل از شاعرای به نام، حال و هوای عاشقانه و دلتنگی را به تصویر میکشد. شاعر با اشاره به بیداری صبح و طراوت نسیم، از یاد محبوبش و تأثیرات عاطفی آن بر دلش سخن میگوید. او از آتش عشق و دلتنگیاش و جوشیدن خون دلش در اثر دیدن معشوق صحبت میکند. به توصیف حالتی میپردازد که در آن نالهها و اشکها بیرون میآید و درد ناشی از دوری را بیان میکند. همچنین از شوق و آمادگی برای نزدیکی به محبوب و پذیرش هر نوع سخن و رفتار او صحبت میکند، حتی اگر تلخ باشد. در انتها، شاعر دعوت به عشق و شوق میکند و بر اهمیت خرید دل و فروش شادی در بازار عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی در سپیده دم، عطر تو را به همراه داشت و شب گذشته، پیام تو را به من رساند. از من صبر و حوصله را برد و به من آگاهی داد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به جوش آمده و شعلهور شده است. وقتی به چشمان تو نگاه میکنم، درد و اشک دلم هم باز به جوش میآید.
هوش مصنوعی: اگر شمع زیبایی تو آتش به دلم بزند، مثل پروانهای که به شمع نزدیک میشود، کسی از من صدای ناله و فریاد را نخواهد شنید.
هوش مصنوعی: من از درد و ناله به کجا بروم، وقتی که ظلم تو همچون کسری بر من میتازد، هرگاه که خاموش باشم و بیصدا نشستهام.
هوش مصنوعی: هر چه تو بگویی، من میپذیرم، زیرا از لبان شیرین تو حتی اگر حرفی تلخ و تند باشد، احساس خوشایندی میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به خانهات برسم و در آنجا بینهایت در انتظار تو بمانم، در حالی که به درگاهت میایستم و برای خدمت به تو آمادهام.
هوش مصنوعی: از جلوی در خانهات به بهشت نخواهم رفت، حتی اگر فرشتهای مرا به آنجا دعوت کند.
هوش مصنوعی: اگر به عشق واقعی نیاز داری، از ابن یمین یک سخن از دلش را بشنو.
هوش مصنوعی: بلند شو مانند عاشقهای شیدا و به بازار عشق برو. دل خود را بخر و شادی زندگیات را بفروش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرده گلو پر ز باد قمری سنجابپوش
کبک فرو ریخته مشک به سوراخ گوش
بلبلکان با نشاط، قمریکان با خروش
در دهن لاله مشک، در دهن نحل نوش
مستی امروز من نیست چو مستی دوش
مینکنی باورم کاسه بگیر و بنوش
غرق شدم در شراب عقل مرا برد آب
گفت خرد الوداع بازنیایم به هوش
عقل و خرد در جنون رفت ز دنیا برون
[...]
باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
بلبل شیدا فتاد بار دگر در خروش
تا که سمن مرسله ساخت ز در عدن
باز کشید ارغوان لعل بدخشی بگوش
بس که ریاحین شکفت بر چمن از رنگ رنگ
[...]
نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
نعره مستان شنید، باده درآمد به جوش
مدعیی جوش می، دید بپیچید سر
زاری چنگش به گوش آمد و بگرفت گوش
رند خراباتیش، داد شرابی گران
[...]
مهر لب هزره گو پرده آهستگی است
پنبه به نرمی کند طفل جرس راخموش
برق فنا خنده زد خرمن پندار سوخت
هرچه درین خاکدان بود شد آیینه پوش
رو به بیابان نهاد عقل چو موج سراب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.